علي علي
ما روزهای جمعه تعطیلیم ...* ......خوندنش خالي از لطف نيست
علي علي
كاش مهر و محبتاي دنياي حقيقي هم مثل شبكه هاي اجتماعي بود
علي علي
سعی نکن متفاوت باشی! فقط "خوب باش" خوب بودن به اندازه ی کافی متفاوت است.
علي علي
نميتونم تو گروهي كه عضوش هستم پست داشته باشم نكنه تحريم شدم......تو روحت اي تحريم
علي علي
سلام........... خوشبختی یافتنی نیست ساختنی است. از زندگی لذت ببرید حتی اگر چیز با ارزشی را از دست داده اید…
علي علي
آنها فقط از «فهمیدن» تو میترسند. از «تن» تو- هر چقدر هم که قوی باشد- ترسی ندارند. از گاو که گندهتر نمیشوی، میدوشندت! از خر که قویتر نمیشوی، بارت میکنند! از اسب که دوندهتر نمیشوی، سوارت میشوند!، اما آنها فقط از «فهمیدن» تو میترسند
علي علي
دست های کوچکش به زور به شیشه های ماشین شاسی بلند حاجی می رسد التماس می کند : آقا... آقا " دعا " می خری؟ و حاجی بی اعتنا تسبیح دانه درشتش را می گرداند و برای فرج آقا " دعا " می کند....
علي علي
دستهارا باز در شبـــهای ســـرد ...............هــــــا کنید ای کودکان دوره گـرد
علي علي
اين روزها بجاي شرافت بيشتر " شر" و "آفت " ميبينيم
علي علي
کاش به جای حجاب حیا اجباری بود شرف اجباری بود راستی و درستی اجباری بود کاش داشتن معرفت و وجدان اجباری بود
علي علي
تماشاي سواحل آنتاليا در اينترنت ايران
علي علي
سه تا رفيق اصفهوني و شيرازي و مشهدي با هم ميرن رستوران ولي بدون يه قرون پول . هر کدومشون يه جايي ميشينن و يه دل سير غذا ميخورن و اول اصفهونيه ميره پاي صندوق و ميگه : ممنون غذاي خوبي بود اين بقيه پول مارو بدين بريم : صندوقدار : کدوم بقيه آقا ؟ شما که پولي پرداخت نکردي . اصفهونيه ميگه يعني چي آقا خودت گفتي الان خورد ندارم بعد از صرف غذا بهتون ميدم . خلاصه از اون اسرار از اين انکار که شيرازيه پا ميشه... و رو به صندوقدار ميگه : آقا راست ميگن ديگه ، منم شاهدم وقتي من ميزمو حساب کردم ايشون هم حضور داشتن و يادمه که بهش گفتين بقيه پولتونو بعدا ميدم . صندوقداره از کوره در رفت و گفت : شما چي ميگي آقا ، شما هم حساب نکردي ! بحث داشت بالا ميگرفت که ديدن مشهديه نشسته وسط سالن و هي ميزنه توي سرش . ملت جمع شدن دورش و گفتن چي شده ؟ مشهديه گفت : با اين اوضاع حتما ميخواد بگه منم پول ندادم
علي علي
فکر کنم طرف گنج پیدا کرده آخه امروز هم نون خریده،هم گوشت ،هم مرغ!! باس تحقیق کنم. من
علي علي
درخبر آمد پس از 40 ساعت بازي كامپيوتري فوت كرد... البته اين آقا نه
*ابوالفضل زرویی نصرآباد*
14 سال و 4 ماه و 2 روز و 15 ساعت و 21 دقيقه قبل*
ما وارثان وحی و تنزیلیم
عاشقترین مردان این ایلیم
مردم تمام از نسل قابیلند
ما چندتا، فرزند هابیلیم
آن دیگران ناز و ادا دارند
ما بی قر و اطوار و قنبیلیم
در بین ما یک عده هم هستند...
این روزها مشغول تعدیلیم
در این دویدنها رسیدن نیست
عمری است ما روی تِرِدمیلیم
آخر کجا می آیی آقا جان؟
بگذار، ما مشغول تحلیلیم
دنیا به کام قوم دجال است
ما هم که با دجال فامیلیم
درس "پیام نور"تان از دور
خوب است، ما مشتاق تحصیلیم
آقا، شما تفسیر قرآنید
البته ما قائل به تاویلیم
نه عالم احکام قرآنیم
نه عامل ¬¬تورات و انجیلیم
گفتند: شرط راستی، مستی است
ما هم که ذاتا مست و پاتیلیم
در کل، زمین، مصر است و این مردم
یاران فرعونند و ما نیلیم
اینها اگر کرم اند، ما ماریم
آنها اگر مورند، ما فیلیم
فیلیم در نطع سخن امّا
وقت عمل، طیراً ابابیلیم
در حفظ ما باید به جدّ کوشید
ما نقطهی حسّاس آشیلیم
"آدم شدن" یک ایدهی نوپاست
ما هم نهادی تازه تشکیلیم
سیصد نفر "آدم" که شوخی نیست
مستلزم تغییر و تبدیلیم
تعجیل، کلا کار شیطان است
اصلا چرا مشتاق تعجیلیم؟
وقتش که شد، آن وقت می گوییم:
آقا بیا کم کم که تکمیلیم
وقت عمل هم میرسد امّا
فعلا به فکر حفظ و ترتیلیم
آخر چطوری حرف حق؟ وقتی
مشغول ذکر و ورد و تهلیلیم
ما با همین حالت که می بینید
مستوجب تشویق و تجلیلیم
صندوق عهد و رای اگر باشد
یاران داوود و سموئیلیم
توی صف عشاقتان از صبح
ما صاحبان ساک و زنبیلیم
بعضی به نامت، بارشان شد بار
ما تازه فکر بار و بندیلیم
کار غنایم را به ما بسپار
چون خبره در تقسیم و تحویلیم
باد هوا خوردن که ممکن نیست
آخر مگر ماها حواصیلیم
***
گفتند: روز جمعه می آیی
ما روزهای جمعه تعطیلیم ...*

14 سال و 4 ماه و 2 روز و 15 ساعت و 21 دقيقه قبل