آرش پارسی
و باران سخت می بارد در یک شب سرد پاییزی. این آغازی دیگر است و این منم. گمشده در مه. ستارهای سرگردان در کهکشانی بیانتها. فرورفته در قعر اقیانوسی عمیق و تاریک. من گمشدهام. من در دنیای متروک تنهایی خود که تاریکترین شبها و ابریترین روزها را دارد و باد زیر آوار غروب کوچههایش را دلتنگ مینوازد، گمشدهام. آری، من گمشدهام...
آرش پارسی
می بینی؟! نبودنت را - هرگز نبودنت را - نداشتنت را - هرگز نداشتنت را - ... آنقدر خوب نوشته ام که اهالی اینجا لب به تحسین گشوده اند... . تو فکر میکنی می شود روزی بودنت را - همیشه بودنت را - داشتنت را - همیشه داشتنت را - آنقدر خوب بنویسم تا باز دوباره تحسینم کنند؟
آرش پارسی
چرا راز بقا رو فقط از حیوانات میسازن....؟ به نظرم بعضی از آدما بیشتر شرایطش رو دارند..!
آرش پارسی
خدایا دهانم را بو کن ببین... بوی سیب نمیدهد من هیچوقت حوایی نداشتم که برایم سیب بچیند میدانی یک ادم بدون حوایش چقدر تنها میشود؟ میدانی محکوم به تنهایی بودن چقدر سخت است؟؟؟؟
آرش پارسی
انسان ها تنها می مانند چون به جای پل غالبا دیوار می سازند
آرش پارسی
ازگرگ های درنده نمی هراسم ! که به جسمم حمله کنند ... تمام ترس من از آدمهای گرگ نمایی ست که روحم را قلبم را ... پاره پاره می کنند ... !
آرش پارسی
بعضی حرفا رو نمیشه اس ام اس کرد، نمیشه توی چت تایپ کرد، نمیشه پای تلفن گفت، نمیشه رو دیوار دنبالر نوشت، بعضی حرفا واسه وقتیند که مخاطب خاص رو بغل کردی ...!
آرش پارسی
لعنتی ها جا سیگاریم را پس دهید، خاکستر خاطراتم پخش زمین شد...!
آرش پارسی
دلچسب می شود پاییـــــــــــــــز با همه ی غربتش! وقتی تـــــــــــــــو هنوز دوست داشتن را از یاد نبــــردی
آرش پارسی
داد از این دیده های ظاهربین ریش و دستار و وضع شاعربین
آرش پارسی
به او بگوييد دوستش دارم . به او که قلبش به وسعت درياييست که قايق کوچک دل من درآن غرق شده ، به او که مرا از اين زمين خاکي به سرزمين نور و شعر و ترانه برد و چشمهايم را به دنيايي پر از زيبايي باز کرد . به او بگوييد دوستش دارم ، به او که صداي پايش را مي شنوم ، به او که لحن کلامش را مي شناسم ، به او که … [ ادامه ]عمق نگاهش را مي فهمم ، به او که ... به او بگوييد دوستش دارم ، به او که گل هميشه بهارمن است ، به او که قشنگترين بهانه براي بودن من است و به او که عشق جاودانه من است