bahar
از چارلی چاپلین پرسیدند خوشبختی چیست؟ گفت:فاصله ی این بد بختی تا ان بد بختی
bahar
امروز فهمیدم یکی از پسرای فامیلمون نامزد کرده بود بعد دختره رو تو خیابو با یه پسر دیگه میبینه نامزدیشو هم بهم میزنه اینقدر دلم برای پسره میسوزه
bahar
"سرم "را شاید دیگران در نبودت گرم کنند اما ........" دلم "را هرگز.......
bahar
سخته وقتی میدونی این همه دل تو دنیا هست که هیچکدوم برات تنگ نمیشه
bahar
زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه هایش را سیر کند گوشت بدن خود را می کند ومیداد به جوجه هایش تا بخورندزمستان تمام شد وکلاغ مرد !!!!اما بچه هایش نجات پیدا کردند و گفتند؛خوب شد که مرد راحت شدیم از این غذای تکراری
bahar
دیدی بعضی وقتا بغضی تو گلوته نمی خوای گریه کنی جلو کسی که پلوته هییییی ......
bahar
سخته نه!!!خوب خیلی سخته رسمش همینه.......