بهروز
گاهــی فکـر میکنم کــار تـــو “ســـــخــــت تر” از مـــن است !! مـن یـــــک دنـــیا دوستت دارم … و تو زیر بـار این همــــه عشـــــق قــــد خـم نمیکنی …
بهروز
به چشمان خود آموختم به هر کسی نگاه نکن که بانگاه خود دیگران را معذب کنی
بهروز
به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت بنگرد،به دلی دل بسپار که جای خالی برای تو داشته باشه،و دستی را بپذیر که باز شدن را بیشتر از مشت کردن آموخته باشد.
بهروز
هر مردی میتونه داماد بشه ولی هر دامادی مرد نیست
بهروز
بگذار تا شیطنت عشق چشمان تو را به عریانی خویش بگشاید،شاید آنجا جز رنج و پریشانی نباشد اما.................. کوری را به خاطر آرامش آن تحمل مکن...!!!!
بهروز
خدایا تو ای زیباترین خورشید زیبایم،تو ای والاترین مهمان دنیایم بدان آغوش من باز است. شروع کن، یک قدم با تو تمام گام های مانده اش با من
بهروز
ارزش نمک بعد از تمام شدنش معلوم میشه! ارزش پدر بعد از مردنش! ارزش پول بعد از ورشکستی! .... .... ارزش عشق بعد از شکستش! پس از آخر به اول بریم تا همچنان سردرگم باشیم!!!!!..
بهروز
با دست یه پروانه میگیری میخواهی ببینی زنده است! انگشتتو باز میکنی فرار میکنه! محکم میگیریش میمیره! دوست داشتن مثل گرفتن پروانه میمونه! آدم نمیدونه چیکارش باید کرد؟
بهروز
گفتمش : دل می خری ؟ برسید چند؟ گفتمش : دل مال تو، تنها بخند ! خنده کرد و دل زدستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روی خاک افتاده بود جای بایش روی دل جا مانده بود ......
بهروز
یه وبلاگ زدم 99 درصد نظراش تبلیغات !
بهروز
هر چه زیباست مرا یاد تو می اندازد!
بهروز
لحظه قشنگیه وقتی اونی که عاشقشی از پشت بغلت میکنه... دستاشو حلقه میکنه دورتو.. نفسای گرمش میخوره به گردنت و آروم زیره گوشت زمزمه می کنه : " دوستت دارم"
بهروز
گاهی دلم میگیرد... از آدمهایی که در پس نگاه سردشان با لبخندهایی گرم فریبت می دهند دلم میگیرد از خورشیدی که گرم نمی کند ونوری که تاریکی می دهد از کسانی که چون شیرینی افسانه ها فریبت می دهند دلم میگیرد از سردی چندش آور دستی که دستت را می فشارد ونگاهی که به توست و هیچ وفت تورا نمی بیند از دوستی که برایت دو بال برای پریدن هدیه می آورد و پرواز را با منفورترین کلمات معنی میکند از خودم دلم میگیرد نمی دانم چرا نمی دانم.....