بآرآכּ
هر اتفاقی بیئوفته و در هر شرایطی أم که باشم بازم ، به آسمون لبخند میزنم,....
بآرآכּ
آدمیم که ، چِشامو نمیبندم در مقابلِ اشتباهه کسی...باز تَرِش میکنم !...
بآرآכּ
رَنجوندَم؟ مطمئن باش رنجوندی که ، رنجوندم ... :بی شَک
بآرآכּ
فاحشه های مغزی ، سزاواره عذابن نه مرگ,,... :تنفر
بآرآכּ
سَرمو هر طرف که بر میگردونم ، شَب و روز ..همه لبخند آی منصوعی به لب دارن، هیشکی حالش خووب نیس ..، لبخنده کیو ببینم شاد شم؟!...
بآرآכּ
یه عمر سوال پرسیدیم ، خودمونم ج دادیم ! بایدم به هیج جا نرسیده باشیم...
بآرآכּ
همیشه همه چی از این جمله ی حالا إندفه رو إشکال نداره شروع میشه,,,( إتفاقن خیلی أم إشکال داره),....
بآرآכּ
بضی آدما ، آدم نیستن که,, عذابه الهی أن,....همشم وره دلن؛...