محمد Black.Satan
به مامانم میگم قوری کجاست ؟ میگه میخوای چای بخوری ؟! نه پـــــ میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش درومد!!!!!!
محمد Black.Satan
تو اداره پشت میز کارم نشستم،ارباب رجوع اومده میگه کارمند اینجایین؟گفتم پ نه پ رئیس سازمان هوا فضای ناسام اومدم فقط کار تورو راه بندازم!!!!!
محمد Black.Satan
رفتم واسه خودم و دوستم دلستر خریدم، میگه واسه من خریدی؟؟؟!!!… پ ن پ دلستره تو یخچال داشت یخ میزد میمرد، نجاتش دادم
محمد Black.Satan
مرغ عشقم مرده و درحالی که پاهاش روبه بالاس افتاده کف قفس. دوستم اومده می گه : اِ مرغ عشقت مرد؟ بهـــش گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ کمر درد داشته دکتر گفته باید طاق باز دراز بکشه کف قفس
محمد Black.Satan
يک گل خوشگل پشت ويترين گل فروشي ديدم!!! خواستم برات بخرمش. به فروشنده گفتم :اون گل چند؟ گفت:اون گل نيست........آينه ست
محمد Black.Satan
خسته ام به اندازه تمام خستگی های زندگی
محمد Black.Satan
ميخوام مسواك بزنم مامانم مي پرسه ميخواي مسواك بزني؟؟ ميگم بله مامان جون.. ميگه خمير دندونم روش ميزني؟؟ ميگم بله مامان جان.. ميگه خاك تو سرت اين همه موقعيت پ ن پ درست كردم واست استفاده نكردی
محمد Black.Satan
تو صف بربری نوبتم شده یارو میگه بربری میخوای ؟ پَ نَ پَ اومدم از شاگردت تایپ یاد بگیرم
محمد Black.Satan
راستش میخواستم عکستونو از وسط نصف بکنم به خودم گفتم نکنه بفهمی ناراحت شی دستم بشکنه اگه یوقت من از این کارا بکنم.قابش کردم روی طاقچه گذاشتمش هر کی بهم می گفت اون یکی کیه می گفتم…چی می گفتم حرفی نداشتم بزنم کاش کور می شدم این نامرو نمی دیدم اون نامه ای که اون واست نوشته بود نه یک بار صدبار خوندمش یه وقت بهت برنخوره اما باید بگم….حرف دله….فکر می کنم تو صحبتاش یه کم دروغ نوشته بود: فکر نکنی بد بینما! فکر نکن از حسودیمه…راستشو بگم از حسودیمه! بگذریم…
اینو کی بود تو دن1 نوشته بود ؟
14 سال و 4 ماه و 9 روز و 1 ساعت و 43 دقيقه قبلخودم
14 سال و 4 ماه و 9 روز و 1 ساعت و 42 دقيقه قبلآهاااا
14 سال و 4 ماه و 9 روز و 1 ساعت و 41 دقيقه قبل