علی جابری
شعر یه لر برای نامزدش:صبح که در پنجرتون وا میشه / شب که در پنجرتون وا میشه / عصر که در پنجرتون وا میشه / وای که چقدر پنجرتون وا میشه
علی جابری
یارب آن شاهوش ماهرخ زهره جبین / در یکتای که و گوهر یکدانه ی کیست؟
علی جابری
روزی زسر سنگ عقابی به هوا خاست / وندر طلب طعمه پروبال بیاراست / بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت / امروز همه روی جهان زیر پرماست / ناگه تیری زکمینگاه آمد بر او راست / بر خاک بیفتاد و بغلتید چو ماهی / گشود پر خویش از چپ و از راست/ زی تیر نگه کرد و پر خویش بر او دید / گفتا زکه نالیم که از ماست که بر ماست
علی جابری
بالا تر از عشق عادت است هیچ وقت کسی رو که بهت عادت کرده ساده رها نکن
علی جابری
درد ما را نیست درمان الغاث /هجر ما را نیست پایان الغیاث/ دین و دل بردند و قصد جان کنند /الغیاث از جور خوبان الغیاث/ به بهای بوسه ای جانی طلب/ می کنند این دلستانان الغیاث /خون ما خوردند این کافر دلان /ای مسمانان چه درمان الغیاث/ همچو حافظ روز و شب بی خویشتن /گشته ام سوزان و گریان الغیاث میکروبلاگ دنبالر
علی جابری
وقتی میگن سالانه 25 ملیون نفر از گرسنگی رنج میبرن یعنی اون بقیه با گرسنگی حال میکنن
علی جابری
میگن همه یه روز میمیرن اما هیچ کس نمیگه که وقت باارزشه / هیچ کس نمیگه تا شقایق هست زندگی باید کرد
علی جابری
روزی مرد افسرده ای به پیش یک پزشک رفت و از غمی که در سینه داشت به او گفت. پزشک به او لبخندی زد و گفت در سیرک مرکزی شهر یک دلقک و جود دارد که تو را بسیار می خنداند . به آنجا برو تا سر حال بشوی. مرد لبخندی زد و گفت من همان دلقکم........... میکروبلاگ دنبالر :
علی جابری
اسکندر:اگر زمانی دیدید که مردی به خاطر کشورش تمام فرزندانش را قربانی کرد بدانید که آن مرد از سرزمین پارس بوده است
علی جابری
درد ما را نیست درمان الغاث /هجر ما را نیست پایان الغیاث/ دین و دل بردند و قصد جان کنند /الغیاث از جور خوبان الغیاث/ به بهای بوسه ای جانی طلب/ می کنند این دلستانان الغیاث /خون ما خوردند این کافر دلان /ای مسمانان چه درمان الغیاث/ همچو حافظ روز و شب بی خویشتن /گشته ام سوزان و گریان الغیاث
علی جابری
هر کسی که پایه ی مشاعره هست اولین بیت رو بگه تا شروع کنیم
علی جابری
به چیز های ساده فکر کن تا به اهداف بزرگ برسی. به عرش فکر کن تا به فرش برسی