sasan
تو گل سرخ منی ......تو گل یاسمنی .......تو چنان شبنم پاك سحری ؟.... نه...... از آن پاكتری...... تو بهاری ؟ نه....... بهاران از توست .....از تو می گیرد وام .......هر بهار اینهمه زیبایی را ..........هوس باغ و بهارانم نیست ........ای بهین باغ و بهارانم تو
sasan
نه عقابم ..نه کبوتر اما ......چون به جان آیم در غربت خاک .........بال جادویی شعر ........بال رویایی عشق .........میرسانند به افلاک مرا
sasan
خدا را در دلت احساس كن؛ به او توكل كن و قدمهایت را محكم بردار؛ چرا كه وقتی ایمان شكست می خورد ؛.......... ترس پیروزی اش را جشن می گیرد
sasan
جای دستانت ......در آیینه خالیست............. ای آشنـــای سالهای دور
sasan
سکوت می کنم و عشق ، در دلم جاریست........ که این شگفت ترین نوع خویشتن داریست..... تمام روز ، اگر بی تفاوتم ، اما........ شبم قرین شکنجه ، دچار بیداریست
sasan
تو اينجايي . . . . . . و من با تمام سدها و ديوار ها باز ، دستانت را در دستانم حس ميکنم
sasan
بی تو در خلوت غم میپوسم .....باید از کنج غریبانه ی تنهایی و درد .........به سبکبالی یک شاپرک رنگارنگ .......بروم تا به سبزترین مرز افق .....تا به آرامش فردا برسم
sasan
خواهد آمد روزی ......که تو با نسترن و یاس ..........به سراغم آیی .........و به این باغچه ی خشک دلم .....نرگس و اطلسی و زنبق و رز ..........هدیه دهی
sasan
دستای سرد غروب رو..........باز رو شونه هام می بینم.... واسه طلوع خورشید، ...باز به انتظار می شینم... اما از اول قصه، آخرش رو میشه....... فهمید تو باید باشی که بازم،... بشه عاشقونه خندی
sasan
ن از نگاه گرمت....... میرسم به اوج باور ..........باورم کن که تویی تو ........تو همون فرصت آخر
sasan
عیبجو ......دلدادگان را........ سرزنش ها میکند........ وای اگر با او کند......... دل .........آنچه با ما میکند... سلام به همه دوستای گلم ...خخسته نباشید ...
sasan
برای به هم ریختن من ..........دستهایت چقدر خالیست ............انگار چشمهای سوخته ات........ سر آغاز همه ویرانی هاست
sasan
در هیچ جای پنهانی....... یا مکانی که تو را توان دیدن نیست .........نه ایستاده ام..........در مردمک چشمهای تو ام ..........محو سیاهی چشمهای ت
sasan
کاش میدانستم ..........در کدامین دیار .....باید جستجویت کرد
sasan
زورق شکسته ی دلم را ........دوباره بساز............ یادکن .........کوچه ی میعادمان را........... در شب.......... مرا تکرار کن........... تکرار............!!!