EH3AN
ظاهر زیبا ... فقط چند سال دوام میاورد ... امـــــا ... شخصیت زیبا ... یک عمـــــــــــر
EH3AN
موبایلش یک خط داشـــــت ... اما ... خودش هفت خطـــــ بود
EH3AN
در کودکی در کدام بازی راهت ندادند..... که امروز اینقدر دیوانه وار ..... تشنه ی بازی کردن با آدمهایی....
EH3AN
انســــــانهاى بــــــزرگ ،دو دل دارنــــــد ؛دلـــى که درد مى کشـــــــد و پنهــــان است و دلـــــــى که میخندد و آشکــــار است
EH3AN
وقتی زیبا هستی به خودت مغرور نباش! فاصله بین زیبایی و زشتی یک حادثه ست ...
EH3AN
به هر که مي نگرم در شکايت است،در حيرتم دنيا به کام کيست...؟!
EH3AN
چه آســـون نوشتیم " بـــابـــا آبـــــ داد " بی آنکه بفهمیم، درک کنیم ... بــــابــــا برای نان تمام " جــــوانی اش " را داد
EH3AN
غـ ـمـ ـ بـ ـرايـ ـ خـ ـوردنـ ـ ـ زيـ ـاد دارمـ ـ !!!! تـ ـو ديـ ـگر.. بـ ـرايمـ ـ لقـ ـمه نگيـ ـر لطفـ ـا!!!
EH3AN
" حال آدم خراب پرسيدن ندارد اما دستانش گرفتن دارد...! "
EH3AN
چه فرقي مي كند ساعت را به عقب بكشم وقتي حسرت هايم تكراريست.... وقتي نگاهت ديگر بر نمي گردد وقتي صدايت ديگر مرا نمي خواند چه فرقي مي كند اين عقربه ها برگردد ...وقتي ثانيه به ثانيه اش بي كسي ايست وقتي چشمان خيره ام سالها براي گذشتن همين دقايق وقت گذشته اند...!!!
EH3AN
" ديگر شستنِ چشم ها فايده ندارد سهراب! چشم را بايد بست بهتر است اصلاً نديد...!! "
EH3AN
این روزها دلگرمی میخواهم،وگرنه چیزی که زیاد است سرگرمی...
EH3AN
روزی مجنون از سجاده شخصی عبور کرد ... مرد نماز را شکست و گفت: مردک در حال راز و نیاز با خدا بودم ... مجنون لبخندی زد و گفت: من که عاشق بنده ای هستم ... تورا ندیدم تو چگونه عاشق خدایی، که مرا دیدی؟
EH3AN
ما نسل بوسه های خیابانی هستیم، نسل خوابیدن با اس ام اس، نسل درد و دل با غریبه های مجازی، نسل غیرت روی خواهر ، روشنفکری روی دختر همسایه، نسل لایک و تلنگر از روی قرض، نسل کادو های یواشکی، نسل خونه خالی و دعوت شام، نسل پول ماهانه ی وی پی ان، نسل صف و دعوا، نسل مانتو های تنگ، نسل کارگران پیر ــه مو رنگ کرده برای جوانی و پیشنهاد کار، نسل شارژهای اینترنتی، نسل " copy , paste " نسل عکسای لختی در ساحل دوبی، نسل جمله های کوروش و دکتر، نسل فتوشاپ، نسل دفاع از فاحشه ها، نسل ترس از رقص نور ماشین پلیس، نسل سوخته ، نسل من ، نسل تو ... یادمان باشد ، هنگامی که دوباره به جهنم رفتیم بین عذاب هایمان ، مدام بگوییم ، یادش بخیر ... یــادش بخیـــر
EH3AN
بچه که بودم... نزدیکی های پاییز که میشد, دلهره مشق و درس میومد سراغم ! آرزو میکردم زودتر بزرگ بشم و از شرشون راحت بشم! ... ... اما الان که این دلتنگی های لعنتی نزدیکی های پاییز , غمگین و غمگین ترم میکنه, آرزو میکنم ای کاش ... هیچ وقت بزرگ نمی شدمو تمام "مشق" های یک سالمو , تویه روز مینوشتم!!!