...Ali
تمام غم هایم یک کلمه است : رفت
...Ali
باران تمام شد نوبت چشم های من است
...Ali
بدترین اتفاق زدگی آن است که در حال گر یه کسی در بزند: علی.بی خیال من که اشکامو پاک کردم
...Ali
بیخیال اشک هایم.خنده هایتت شیرین تر است
...Ali
وقتی که رفتی دست هایت را روی گوش هایت بگذار.مبادا بشنوی صدای شکستن ِ دلم را
...Ali
سکوتت را دوست دارم.اشک به چشم هایم می آورد.
...Ali
دلم تنگ شده.تنگ دوست داشتنت
...Ali
گور پدر فاصله ها باران که ببارد من و تو کنار همیم
...Ali
باران بارید.یادت نابودم کرد.چقدر تنهایم من
...Ali
زیر باران...با یادت...و یک قهوه ی فراسوی داغ.
...Ali
صدایم و باران نمیشنوی ؟می گویم: دو........ســـــ.....ت....ت دار.......م
...Ali
بیا بدون چتر برویم زیر باران بی خیال آن هایی که می گوند : دیوانه ها رو نگا
...Ali
دلم گرفته سهراب.یادت اشک هایم را روان کرده.
...Ali
بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.ببار.ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاران