امیررضا عطری
من از تنهایی ؛ بیزارم ... ! / همین /
امیررضا عطری
یکی از فانتزی های همیشگی من این بوده که یه قاتل زنجیره ای روانی نقابدار فراری باشم ؛ همونایی که یه آدمای روانی و غمگین بودند و صورت زخمی با نقاب داشتند (یه چیزی توی مایه های قیافه ی جوکر و امثال جوکر) و قتل های زنجیره ای اسرار آمیزی انجام میدادند و با گذاشتن یه نشونه (مثل کشیدن عکس یه لبخند یا امثال این کارها) به طرز مشکوکی فرار میکردند و ناپدید میشدند و افکار همه رو درگیر میکردند !!! ( حتی فانتزی هام هم غمگین و یه جوری اند . . . !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! )
امیررضا عطری
(( زيبايي تنهایی )) : > امام سجاد (علیه السلام) فرمودند : وَ زَيَّن لِي التَّفَرُّدَ بمناجاتِکَ بِاللَّيل وَ النَّهار ؛ خدايا تنهايي براي مناجات با خودت را در شبانه روز در نظرم زينت ده ...
نگو ، " ســی هــزار کــوفــی " ، کربلا آمدن ،
12 سال و 11 ماه و 23 ساعت و 50 دقيقه قبل"حــسیـــن " را بکشند!! "کــوفــی " که می گویی ،
دور " خــودم " و " خــودت " را" خــط قــرمـزی " می کشی!!
بگو : " سی هزار گنـــه کــار "!!
آن وقت ، مـــا هم تـــا "تــرک گــنـاه " نکرده باشیم.
در این "دایـــره " هــستــیم!
♡
「❤」 در عـقـــل نـمـی گـنـجــد ؛
این نـکـتــه کــه در عـالـم ؛ لـب تـشـنـه کـسـی مـانـد ؛
بـا مـنـصـب سـقـایـی 「❤」