عرفان
دلتنگیهای من مال خودمه. نه نوشتنشون اینجا نه حتی سیگار هیچکدوم چیزی ازشون کم نمیکنه
عرفان
چه راحت اینجا حرفهای دلنگیمونو می نویسیم و چه راحت به حرفهای دلتنگی همدیگه گوش میدیم اما توی دنیای واقعی همه با هم غریبه ایم
عرفان
امروزم دیگه داره تموم میشه مثل همه روزای گذشته دیگه کم کم غروب هم داره بوی پاییز میگیره . امروز با یه خورده دلتنگی شروع شد. اما به هر حال تموم شد بگذریم بای بای انگار هنوز کاملا باورم نشده که دلتنگی های ادم فقط مال خودشه
عرفان
هر چند رفته از ياد اين زمانه ديگر رسم شيريني : اما هنوز مي آيد از دل اين كوهها صداي تيشه فرهاد
عرفان
خیلی وقته چیزی ننوشتم خلی وقته حرفی برای نوشتن نداشتم خیلی وقته اصلا حرفی برای گفتن نداشتم خیلی وقته اصلا هیچی برای داشتن نداشتم خیلی وقته
عرفان
خیلی وقته دیگه بارون نزده . رنگ عشق به این خیابون نزده
عرفان
با دلی داغدار خا طره ها ماندهام در حصار خاطره ها بغض دل منفجر می شود که منم تا ابد داغدار خاطره ها
عرفان
با من نگو با من بمان، من عاشق گذشتنم
عرفان
برو بی خیال بازوانی که در انتظار آغوش تو باز خواهند ماند تا همیشه
عرفان
به اینه نگاه می میکنم; دلم میگیرد; بیست و چند سالگی من، تو سالهاست به پایان رسیده ای
عرفان
چرا اینجا همه حرفهاشون غمگینه چرا همش از غم مینویسن واقعا هممون اینقدر غمگینیم؟ شایدم جای دیگه فرصت گفتن از دلتنگیهامونو نداریم همش تلنبار میشه و اینجا دیوار نوشته هامون پر غم میشه
عرفان
توسط موبایل
سلام صبح اولين روز باروني باييزتون به خير دوباره در صبح يك شب باروني دوباره بعد از يك سكوت طولاني من نوشتم از دردهاي بنهانم از همون دردها كه تو خوب ميداني
عرفان
تکیه نده به بودنم ، که ناگزیر از رفتنم
عرفان
اتفاقی دو صفحه دنبالر رو خوندم یه جا تبریک تولد بود یه جا تسلیت مرگ. دنیا رو دوست دارم به خاطر همین تولد هاش و ازش متنفرم به خاطر مرگ. از مرگ خودم هیچ وقت نترسیدم اما از مرگ عزیزترینهام همیشه میترسم همیشه
خوش اومدی داداش
14 سال و 19 روز و 20 ساعت و 9 دقيقه قبل