ali fahlan
“خاموشی” بهانه است… مشترک مورِد نظر، “فراموشی” دارد!
ali fahlan
خواستم خودمو گول بزنم ؛ همه ی خاطراتم رو انداختم یه گوشه ای و گفتم
فرامــــــوش . . .
یه چیزی ته قلبم خندید و گفت : یادمه
ali fahlan
زير باران آدم ترم ;
خاك ِ تنم ،
بوي دستهاي گِلي ِ خدا را مي گيرد...
ali fahlan
شنیــده بودم که “خاک سرد است”
ایـــن روزها اما انگار آنقـــدر هوا ســـرد است،
که زنــده زنــده فراموش می کنیــم یکدیگـــر را
ali fahlan
عِـلتــ سُقــوط نـــاگهــانــی مـَـن از چِشــمـ هــایـَتــ را…
فَقـــط بـــایـد،
در جَعبــۀ سیــــاه دِل اتــ جُستجـــو کـــرد…
ali fahlan
خدایا بالاتر از بهشتت نیز جایی هست ؟
برای این دستان پینه بسته ، برای این کوه و تکیه گاه ، آری پدرم را می گویم … کجا را وعده خواهی داد ؟
به سلامتی پـــــــــــــــــدر …
ali fahlan
به سلامتی خودمون
که توی پلک زدنامون
یاد آدمهایی هستیم
که بد کردن باهامون !
ali fahlan
به سلامتی اشکهایی که تو خلوتم میریزه تا هر بی لیاقتی نبینتشون …
ali fahlan
ه سلامتی کسی که به نبودنش عادت کردی ولی دلت بودنش رو میخواد … !!!
ali fahlan
سلامتیه اونی که فکر میکنیم تونستیم فراموشش کنیم اما وقتی تنهاییم تو سکوت شب ، میبینیم که چقدر دلمون هواشو کرده !!!
ali fahlan
ادعای عشق میکنیم و فراموش کرده ایم رنگ چشم های مــــــــــــادرمان را !!!
به سلامتیشون …
ali fahlan
. لباس پدرم بوی خاک می دهد ، دست هایش بوی نان به سلامتی همه پدرهای زحمتکش …
ali fahlan
سلامتیه اونایی که براشون مهم نیست عشقشون قشنگترین موجود دنیا باشه ، فقط میخوان کسی کنارشون باشه که بشه باهاش قشنگترین دنیا رو ساخت …
ali fahlan
به سلامتی دلمون که مثه جیبمون هیچی توش نیست !

13 سال و 11 ماه و 7 روز و 9 ساعت و 16 دقيقه قبل