ali fahlan
کاش همه مي فهميدند که دل بستن به کلاغي که دل دارد، بهتر از دل باختن به طاووسي است که فقط ظاهر زيبا دارد
ali fahlan
ديگر از تنهايي خسته شده ام…به کلاغها زير ميزي ميدهم تا قصه ام را تمام کنند…
ali fahlan
هرشب از پشت صفحه ي کوچک موبايلم در آغوش ميگيرمت ! ونميداني چه آرامشيست همين آغوش خيالي !
ali fahlan
تو” آن نيستي که به يادت بياورم ، “تو” آن هميشه اي که به يادم مي ماني
ali fahlan
دلم خوش بود : اگرچه دستانش در دستانم نيست ، دلش که با من است ! وقتي دلش با من است يعني تمام او از آن من است . . . اما حالا نه دستانش در دستانم هست نه دلش با من ! چقدر سخت است تحمل اينکه به يکباره تهي شوي از او . . .
ali fahlan
تنهايي ، شاخه ي درختي ست پشت پنجره ام … گاهي لباسِ برگ ميپوشد ، گاهي لباسِ برف … اما هميشه هست !
ali fahlan
هميشه نبايد زد . . . گاهي اوقات هم بايد خورد “ حرف ها را ” . . .
ali fahlan
پرسيد : چرا آسمان ابريست ؟ گفتم : تو نبودي با او درد دل کردم !
ali fahlan
تمام ترسم از اين است يک شب هم که بخواهي به خوابم بيايي من بيدار نشسته باشم . . .
ali fahlan
خيلي سخته که مخاطب يکي باشي ولي هيچوقت براش خاص نباشي !
ali fahlan
دلم می گیرد وقتی می بینم او هست … من هم هستم … اما “قسمت” نیست !
ali fahlan
دوس دارم یه اطلاعیه پشتم بچسبونم و روش بنویسم : “تا اطلاع ثانوی خسته ام”
ali fahlan
موذن ... به اذن ِ کدامین اذان ، قامت بگیرم ... ؟! ، به چهار فرسنگ ، نمازَم شکست و ... به یک دل ِ سنگ ، قامتم... !!
ali fahlan
از اتـــاق خاطـــراتم بوي حـــلوا بلند شــده است آرام فـــاتــحه اي بــخـــوان… شـــايد خدا گذشـــته ام را بيــــامــــرزد!
ali fahlan
هیچ گاه از دوست داشتن انصراف نده ، حتی اگه بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت جبران را بده . . . l!!