Rv!N@$
کسی که برای بودنت خداروشکر نمیکنه برای برگشتنت نیز دعا نخواهد کرد...
Rv!N@$
صدا بزن مرا، مهم نیست به چه نامى… فقط “میم” مالکیت را آخرش بگذار… میخواهم باور کنم…مال تو هستم
Rv!N@$
به سلامتی اونایی که از هر انگشتشون یه هـــنر میریزه...
میرنجونن...
میشکونن...
میسوزونن...
لــه(لح) میکنن...
نابود میکنن...
وبیشتر به سلامتی"اونـــایی که جز دوست داشتن" این موجودات هنــــرمند با تمام وجودشون "هیچ هنر" دیگه ای ندارن...!
Rv!N@$
یکی از لذتهایی که دیگه ندارم اینه که… تو این هوای سرد… سرما خوردم… لحظه به لحظه چِـــکم کنه.. حالمو بپرســـه.. صد تا دکتر پیشنهاد بده و وقتی خونسردی منو ببینه خودش وقت بگیره و به زور ببرتم… هزار تا خوردنی مفید برام آماده کنه.. وقتی تب دارم…می خوابـــــم… کنارم باشه و نگرانـــــ و بیــدار… وقتی با کابوس از خواب می پرم… به آغـوشش پنــاه ببرم …. بگه آرومــــ بــــــاش ..مــــن اینجــــام…
Rv!N@$
تلخ ترین قصه دنیاست : صبح تا شب بخندی اما شب تا صبح تنهایی سیگار بکشی . . .
Rv!N@$
آهای عشق ، من تسلیم تو هستم… آهای عشق ، من هیچ حرفی در برابرت ندارم که به زبان بیاورم… تو مرا شکست دادی ای عشق… من تسلیم احساسات آتشین تو میباشم… آهای عشق ، تو مرا خیلی شکنجه دادی ، مرا عذاب دادی ، یک دنیا غم و غصه در وجودم جا دادی ، ولی من باز هم من با این همه عذاب تسلیم تو شدم… ای عشق تو مرا در باتلاق زندگی فرو بردی ، تو مرا در زندان عاشقی اسیر کردی ، تو مرا در سرزمین دروغینت نگه داشتی تا من از تو دور نشوم… آهای عشق من تسلیم تو هستم ، اینک که من تسلیم تو شده ام ،میخواهی دوباره مرا شکنجه دهی ؟. مرگ را به تو ترجیح دادم ، اما تو نگذاشتی که من خودم را از این دنیا و از تو راحت کنم… ای عشق ، تو کجایی؟. فریاد مرا می شنوی؟.. گریه های را میبینی؟… غم و غصه های مرا احساس می کنی؟….. پس چرا پاسخی به من نمیدهی؟… من تسلیم تو شده ام … آروز داشتم یک بار هم تو تسلیم من شوی ! تنها آروزی من این بود که من تو را فراموش کنم ! اما…! اما نتوانستم فراموشت کنم ، تو احساسی را در وجود من قرار دادی که دیگر فراموشی تو زمان مرگم هست…! آهای عشق من تسلیم تو هستم…
Rv!N@$
مرگ کجایی که زندگی مرا کشت
Rv!N@$
زمانی فراموشت میکنم که بالای سنگ قبرم خاطرات را مرور کنی
Rv!N@$
تو آنجا ... من اینجا ... همه راست میگفتند تو کجا و من کجا؟
Rv!N@$
آرامتر تکانش دهید ...مرگ مغزی شده ...باید زودتر دفن شود...چیزی برای اهداهم ندارد ...احساسم است...تا همین دیروز زنده بود ...خودم دیدم...کسی لهش کردو رفت...