سید احمد ثاراللهی
ترسم که بی نشانی من چون نشان گرفت ... جوئی به هر دیار و نیابی نشانی ام
سید احمد ثاراللهی
نه ازدحام ماشین ها ، نه بی شماری آدم ها، شهر را ، جای خالی تو ، برای من تنگ کرده است !
سید احمد ثاراللهی
این روزا داشتن یه دوست به طرز نگران کننده ای ضروری به نظر می رسه. البته نه از اون دوستایی که واسه راه رفتن کنارت ازت طلبکار بشن، از اون دوست جوونایی که در ازای حتی لواشک و آلوچه بهت یه دنیا درس زندگی بده!
سید احمد ثاراللهی
سایه ام نشسته است زیر سایه ومُدام فحش نثار خورشید می کند که کجاست عدالت و مهربانیت !؟!
سید احمد ثاراللهی
توی چشمهای من پیاز رنده می کنند آدمها !
سید احمد ثاراللهی
بی ستون نـَه؛ این دیگر دل است و کاش/کاش در کندنـش این همه فرهــاد نباشم !
سید احمد ثاراللهی
دیر زمانیست که از سهم عشق من لقمه بر می گیریم... کاش تمام که شد ،بگویی ،من هم بخچه ای پنهان کرده بودم...بیا ، نصف، نصف... (س.الف.ث)
سید احمد ثاراللهی
خودم را به چیزهای ِ بسیاری شبیه کردم تا در فراق ِ تو شعری تازه بگویم اما برعکس شد همه ی ِ آن چیزها شبیه من شدند و درد ِ فراق گرفتند.
سید احمد ثاراللهی
چرا اینقدر من حسودم !!!؟ یعنی یه چی میگم یه چی میشنوینا !!! خودمم تعجب میکنم بعضی وقتا !!!
بار گران عشق تو #ثاری گران خرید ... بیهوده نیست این همه دل ناگرانیم
13 سال و 5 ماه و 15 روز و 22 ساعت و 41 دقيقه قبل(س.الف.ث)