Glee
امروز نخستين روز فردای توست.
Glee
دوست داشتن تو؛ به سادگی دوست داشتن غروب ؛ رنگين کمانها و بارانهای بهاری است ؛ چه؛ همه و همه از زيبايی سرشارند.
Glee
بهاري ديگر آمده است، آري اما براي آن زمستانها كه گذشت نامي نيست نامي نيست
Glee
خوشبختی مثل توپی است که وقتی از ما دور است دنبالش ميدويم و وقتی به ما نزديک ميشود به آن لگد ميزنيم.
Glee
به چشمانت بياموز که هرکس ارزش ديدن ندارد
Glee
نمي دانم چرا وقتي که راه زندگي هموار مي گردد بشر تغيير حالت مي دهد خون خوار مي گردد به وقت عيش و عشرت مي نوازد طبل بي ديني به وقت تنگدستي مومن و ديندار مي شود
Glee
زندگي معجون درد آوري است از لبخند هاي زود گذر انبوه غم و اندوه و سيلاب اشک زندگي باغ گلي است که از آن بايد چيد عشق را... عاطفه را... و به گلدان دل خويش نهاد زندگي بودن نيست، زندگي زيستن است زندگي جنبش و جاري شدن است از سر آغاز تا به جايي که خدا مي داند...
Glee
کسی بغض این صدا را نمی شنود
و جسم سردی که انزوال را به انتظار دارد
من آبستن یک اتفاق ساده ام
کمی تحمل باید!
Glee
انجاکه ميداني چشمان مشتاقي برايت اشک ميريزد زندگي به رنج کشيدنش ميرزد
Glee
تو میروی و من فقط نگاهت میکنم تعجب نکن چرا گریه نمیکنم بی تو .....، یک عمر فرصت برای گریستن دارم اما برای تماشای تو ......، همین یک لحظه باقی است و شاید همین یک لحظه اجازه ی زیستن در چشمان تو را داشته باشم.
Glee
گر قرار بود خود را در قلب من پنهان كني ، پيدا كردنت راحت بود.
اما اگر قرار باشد خود را در لاك خوت پنهان كني،جستجوي تو بي فايده است.
Glee
آيا خرگوش كمتر از لاك پشت راه را نمي شناسد؟. عجيب است كه بي مهرگان، سخت ترين لاك ها را دارند. اگر پاييز مي گفت بهار در قلب من است چه كسي پاييز را باور مي كرد؟
Glee
هنگامي كه مقابل تو ايستادم،چون آينه اي شفاف ، چشمانت در چشم هاي من غرق شد و تصوير ترا نظاره كردم. به من گفتي :«دوستت دارم» اما در حقيقت ،تو خودت را در من دوست مي داشتي.
Glee
زندگی طغيانی ست بر تمام درهای بسته و پاسداران بستگی. هر لحظه ای که در تسلیم بگذرد لحظه ایست که بیهودگی ومرگ را تعلیم می دهد.
Glee
وقتی خدا داشت بدرقم میکرد بهم گفت جایی که میری مردمی داره که می شکننت نکنه غصه بخوری من همه جا با تو هستم تو تنها نیستی تو کوله بارت عشق میزارم که بگذری. قلب میذارم که جا بدی. اشک میدم که همراهیت کنه و مرگ که بدونی برمی گردی پیشم.