Glee
در عصرهاي انتظار به حوالي بي کسي ام قدم بگذار ... خيابان غربت را پيدا کن وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو... کلبه ي غريبي ام را پيدا کن کنار بيد مجنون خزان زده و کنار مرداب آرزوهاي رنگي ام... در کلبه را باز کن به سراغ بغض خيس پنجره برو حرير غمش را کنار بزن... مرا خواهي ديد با بغضي کويري که غرق در عصاره ي انتظار پشت ديوار دردهايم نشسته ام
Glee
ماهی به آب گفت: تو هرگز نمی توانی اشک های مرا ببينی چون من درون آب هستم آب جواب داد: اما من می تونم اشک های تو رو احساس ميکنم چون تو در قلب من هستی
Glee
ديگر تمام شد ؛ حالا بيا به خانه برگرديم بيا به فال گشوده اين کتاب قديمی فقط از يک جواب روشن کوتاه به سهم اندک اين علاقه قناعت کنيم اگر اشتباه نکنم به گمانم دارد يک اتفاق تازه می افتد
Glee
چگونه عشقی جاودانه داشته باشیم قول می دهم همیشه تو را دوست داشته باشم " به خاطر ان چه که هستی و هیچگاه از تو نمی خواهم که غیر از خودت باشی .
Glee
چگونه عشقی جاودانه داشته باشیم قول می دهم به ایده ها و نظرهای تو احترام بگذارم " هر چند با عقاید من تفاوت باشد و برای عقاید تو به اندازه ایده و افکار خودم اهمیت و ارزش قائل شوم .
Glee
چگونه عشقی جاودانه داشته باشیم قول می دهم ستایش " تحسین و احترام خود را نسبت به تو بر زبان اورم .
Glee
دلم همچو آسمان، پر از ابرهای بارانی است، ای کاش دلم امشب بگرید، شاید که بغض عشق در چشمانم بشکند.
Glee
چگونه عشقی جاودانه داشته باشیم قول می دهم به احساسات اهمیت بدهم . قبل از هر قضاوتی به حرف های تو گوش می دهم و فقط حرف های خود را به کرسی نمی نشانم
Glee
چگونه عشقی جاودانه داشته باشیم قول می دهم به احساسات اهمیت بدهم . قبل از هر قضاوتی به حرف های تو گوش می دهم و فقط حرف های خود را به کرسی نمی نشانم .
Glee
چگونه عشقی جاودانه داشته باشیم
قول می دهم مسئولیت خوشبختی خود را به عهده گیرم و توقع نداشته باشم که تو خوشبختی برایم به ارمغان اوری .
Glee
چگونه عشقی جاودانه داشته باشیم قول می دهم خود را دوست داشته باشم " زیرا هر چه بیشتر به خود علاقه مند باشم " بیشتر می توانم به تو عشق بورزم .
Glee
چگونه عشقی جاودانه داشته باشیم
قول می دهم به احساسم اعتراف و افتخار کنم و تو را با احساسم شریک کنم .
Glee
چگونه عشقی جاودانه داشته باشیم قول می دهم برای نزدیک شدن به یکدیگر به نیازهای روحی و جسمانی تو توجه کنم . چون تو مهم ترین انسان در زندگی ام هستی " پس قول می دهم همیشه رفتارم با تو گویای این مطلب باشد.
Glee
از مرزی گذشته بود
در پی مرز گمشده می گشت
کوهی سنگين نگاهش را بريد
صدا از خود تهی شد
و به دامن کوه آويخت
پناهم بده
تنها مرز آشنا
پناهم بده
و کوه از خوابی سنگين پر يود
(سهراب)
Glee
حس نکرد...
در ميان خنده هاي تلخ من...
گريه پنهانيم را حس نکرد...
در هجوم لحظه هاي بي کسي...
درد بي کس ماندنم را حس نکرد...
آن که با آغاز من مانوس بود...
لحظه پايانيم را حس نکرد