Glee
و به ياد داشته باش که عشق سلامی ست از مهربانی
Glee
کهنه نقاب زندگی تا شب رو صورتای ماس گريه های پشت نقاب مثل همیشه بی صداس
Glee
وقتی دائماْ مشغول قضاوت درباره ديگران هستی هرگز فرصت نمی کنی آنها را دوست بداری
Glee
اندک شمار ار دوست ترا هست هزار ..
ور دشمن تو يکيست بسيار شمار ..
Glee
تختی از نور ؛ نيمکتی از جنس سکوت ؛ ميزی از چوب اميدواری و هيچ چيز ديگر: اين است اتاق کوچکی که روح اجاره نشين ان است.
Glee
وقتیکه قهری با من ندیدنت آسون نیست قصه غم که میشی شنیدنت آسون نیست
Glee
هر جا که می روی خدا را همراه خود ساز. هر اندازه که به «او» روی کنی، به همان میزان، توان، معرفت، نور، الهام، سرور و آرامش الهی در زندگی ات و همه کسانی که با تو مرتبط هستند جاری می شود و آنگاه تو سرچشمه نیرو و الهام برای بسیاری از افراد خواهی شد
Glee
زندگی يک سفر است و تو
ان مسافری باش
که در هر گامش ترنم
خوش لحظه ها جاريست
خوشحال ميشم سری به من بزنی
Glee
دريای عشق ساحل ندارد پارو بزن
Glee
گفتی از حادثه بگذر برای به من رسيدن
از همه دنيا گذشتم ؛ حالا اين تو ؛ حالا اين من
Glee
زندگی قصه مرد يخ فروشيست که از او پرسيدند: فروختی ؟ و او جواب داد نخريدند تمام شد.
Glee
يه جمله از بزرگان: اگر کسی رو دوست داری تو قفس نکنش.آزادش کن بره اگه مال تو باشه بر می گرده.
Glee
به یاد داشته باشیم
که شاید به یک غفلت
در حوالی همین دلهایمان
دلی را شکسته باشیم
Glee
من زيبايی ؛ قدرت و روح ادمی را دوست ندارم؛ بلکه هوش او را در ارتباطی که با زندگی برقرار کرده است؛ می ستايم
Glee
شعر برگزيده سال 2005 شده که توسط يک بچه آفريقايي نوشته شده : وقتي به دنيا ميام، سياهم، وقتي بزرگ ميشم، سياهم، وقتي ميرم زير آفتاب، سياهم، وقتي مي ترسم، سياهم، وقتي مريض ميشم، سياهم، وقتي مي ميرم، هنوزم سياهم... و تو، آدم سفيد، وقتي به دنيا مياي، صورتي ای، وقتي بزرگ ميشي، سفيدي، وقتي ميري زير آفتاب، قرمزي، وقتي سردت ميشه، آبي اي، وقتي مي ترسي، زردي، وقتي مريض ميشي، سبزي، و وقتي مي ميري، خاکستري اي... و تو به من ميگي رنگین پوست!