ملودی
تنهایی دست ندارد كه لمسش كنی .. عطر ندارد كه ببویی اش ... و نمی شود از خواب كه می پری.. در آغوشش بگیری .. اما او تو را تمام در بر میگیرد...!
ملودی
کلاغ ها... از شعر هایم پر کشیده اند، تیر و کمانت را بردار شاخه های شعرم به گنجشک ها عادت ندارند ...
ملودی
کنار باغچه می ایستم شعری... بر شانه ام می نشیند که تنها گنجشکی بر شاخه انار زبانش را می فهمد! ...
ملودی
...صحبت از فاصله نیست ...صحبت از مهر و وفاست ...شاید این فاصله ها ؟ ...محک عاطفه هاست ...
ملودی
چون هستی من ز هستی اوست ؟ ...تا هستم و هست ؟ ...دارمش دوست ...
ملودی
بسته بودی ...کوله بارت ...هیچ بهانه ای ...بهای عشق را یارای پرداختن نبود ...مگر گریز ...شاد میخواهمت فرشته ی نازنین من ...
ملودی
پرستش به مستیست در کیش مهر ...برونند زین حلقه هشیارها ...
ملودی
با توام ؟...آره ...با تو ...منو لایک نزن ...
ملودی
از این زندگی خالی منو ببر به اون حالی که تو اسممو پرسیدی. ...
ملودی
در سـکـوت ِخـلوت ِشـب ، عـالـمي داريــم بـا هـم ... من ز ِسويي ، دل ز ِسويي ، ديده ي گـريِِــان ز ِ سويي ...!