امير
با خيال تو بسر بردن اگر هست گناه با خبر باش که من غرق گناهم همه شب
گر چه مستیم و خرابیم چو شبهای دگر باز کن ساقی مجلس سر مینای دگر امشبی را که در انیم غنیمت شمریم شاید ای جان نرسیدیم به فردای دگر یک دو روزی دگر از لطف به بالین من آی که من امروز دگر دارم و فردای دگر
امير
گل بهاري ام چرا بهار شد نيامدي/ و غصه غصه روي هم قطار شد نيامدي/ هميشه مثل آينه برابرت منم منم/ چرا هميشه صبح شام تار شد نيامدي/ دلم هماره تنگ مي شود براي ديدنت /و كارم آرزو و انتظار شد نيامدي/ از اين زمانه ي دغل فراري ام فراري ام /تمام عمر كار من فرار شد نيامدي /خران گرفته تار و پود آشيانه ي مرا /گل بهاري ام چرا بهار شد نيامدي؟
امير
در زندگی همواره دو چیز را فراموش کنید: اول اگر به کسی نیکی کردید دوم اگر از کسی بدی دیدید {{علی(ع)}}
امير
بيچاره اي كه چاره طلب ميكند زخلق اميد ميوه دارد ز شاخ بريده اي
امير
نه غمي/نه غمگساري/نه به انتظار ياري/نه زيار انتظاري/غم اگر به كوه گويم/بگريزد و بريزد/كه دگر به اين گراني/نتوان كشيد باري
امير
غضنفر صبح از خواب بيدار مي شه ميره نون سنگك بگيره مي بينه شده دانه اي 600 تومن . ميگه : اوه اوه از اصحاب كهفم بيشتر خوابيدم
امير
نیا باران زمین جای قشنگی نیست!من از اهل زمینم، خو ب می دانم که گل در عشق زنبور است ولی از یک طرف، پروانه را هم دوست می دارد...نیا باران... زمین ناپاک و مردمانش گلایه از آسمان دارند... لیکن درون خود سیه دل پنهان می دارند... نیا باران .. همان دستان نامردی که رو به آسمان بهر دعا دارند... همان بودند که خنجر بر پشت سرو نقش عشق کوبیدند.... نیا باران..... نبار بر این زمین و مردمانش که تو پاکی و آلوده می گردی.... نیا باران!!
امير
باغبانی پیرم که به غیر از گلها ، از همه دلگیرم / کوله ام غرق غم است / آدم خوب ، کم است / عده ای بی خردند / عده ای کور و کرند / و گروهی پکرند / دلم از این همه بد می گیرد / و چه خوب است که آدم / عـــاقــبــت ، مــیــمــیــرد!!!
امير
بي شك جهان را به عشق كسي آفريده اند / چون من كه آفريده ام از عشق جهاني براي تو
امير
نه غمي/نه غمگساري/نه به انتظار ياري/نه زيار انتظاري/غم اگر به كوه گويم/بگريزد و بريزد/كه دگر به اين گراني/نتوان كشيد باري
امير
هنرآن است بميري باعشق/قبل از آني كه بميرانندت/ورنه در دايره عشق و صفا/ اهل اين بزم نمي خوانندت/هنرآن است بميري با عشق /روزگاري كه نمردن هنر است/واگر غفلت از اين راه كني /سهم آوارگيت بيشتر است/دل به درياي حقيقت بسپار/زندگي فرصت يك بيداري است/ زندگي شورش بي پاياني است/كه به درياي حقيقت جاريست /هنرآن است به دريا بزني/ راز درياي حقيقت زيباست/ دل به درياي شهادت بسپار /كه شهادت هنر مرد خداست
امير
سلام دوستان.من تازه اومدم.عضو فيس بكس بودم يكي از دوستام معرفي كرد به اينجا