@نـی لـو فـر یه بار نیلوفر و صدف @♪★☂sadaf_daryayi☂★♪ سوار پژو که ماشین خودشون بود میشن ... نیلوفر به صدف میگه : صدف ، یه نوار بذارتو پخش حال كنیم .. و بهش میگه نوارا تو داشبورده ، یكی وردا بذار .... صدف داشبورد رو باز میكنه هی نوارا رو زیرو رو میكنه ،اخر یه نوار ویدئو پیدا میكنه ..بعدم با زور فشارش میده تو ضبط . نیلوفر كه میبینه صدف اینجوری میكنه یه پس گردنی به صدف میزنه میگه : آخه ، توچقدر شومپتی ! این نواره واسه تریلیه نه پژو !!
هادی از پدرش مي پرسه: بابا، ماه نزديك تره يا اصفهان؟ ميزنه پس گردنش و ميگه: آخه پدر....، معلومه ديگه، مگه تو از اينجا ميتوني اصفهان رو ببيني؟ اینم پس گردنی که قول داده بودم
@♪★☂sadaf_daryayi☂★♪ صدف کمرش درد می کرده میره دکتر دکتر بهش میگه باید پیاده روی کنی چند روز بعد صدف زنگ میزنه مطب دکتر میگه دکتر جان من الان مرز ایران عراقم بازم پیاده روی کنم یا بسه ؟
اگرم سر نزنه ......
13 سال و 26 روز و 23 ساعت و 17 دقيقه قبلیا دیگه براش مهم نیستی !
یا اینکه تو اولویت بندیش اومدی سطوح پایین !
یا اینکه سرش شلوغه !
که ما همون آخری رو فرض می کنیم
ایول داری....
12 سال و 11 ماه و 15 روز و 20 ساعت و 16 دقيقه قبلمَـن کهِ هَمیشه ِ بِت سَر می زَنَم
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 8 ساعت و 38 دقيقه قبلمرسی روزیتا ..ممنونم از محبتت ...
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 8 ساعت و 36 دقيقه قبل