ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
وقتی برای موندنـت “فاصله ها” حَریص می شن واسه یه لحظه بودنت ” ثانیه ها ” عــزیز می شن
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
گنجشک ها را لمس کردی نه؟ مُردنشان را هم حتما دیده ای! دیدی چقدر نبضشان تند میزند وقتی میخواهند بمیرند؟ داغ داغ میشوند یک لحظه و بعد هم سرد سرد..مثل اوایل و اواخر حس تو به من!
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
مدرسه... معلم... گچ... تخته سیاه... بابا نان داد..... ............. خانه... ضعف... شرمندگی... بابا... بابا پول نان نداشت بابا جان داد
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
ياد دارم ازدبستان دركتاب.... درس اول صحبت نان بودو آب .... .آنچه را در خردسالي خوانده ايم .... همچنان درجستجويش مانده ايم
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
روزگــار نبودنت را برایم دیـکـتـه می کند و نـمـره ی من باز می شود صــفر... هنوز نـبودنـت را یاد نگرفته ام
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
نگران نباش... حال دلم خوب است آرام ... گوشه اي نشسته و روياهايش را به خاك ميسپارد
اگرم سر نزنه ......
13 سال و 27 روز و 16 ساعت و 20 دقيقه قبلیا دیگه براش مهم نیستی !
یا اینکه تو اولویت بندیش اومدی سطوح پایین !
یا اینکه سرش شلوغه !
که ما همون آخری رو فرض می کنیم
ایول داری....
12 سال و 11 ماه و 16 روز و 13 ساعت و 19 دقيقه قبلمَـن کهِ هَمیشه ِ بِت سَر می زَنَم
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 1 ساعت و 41 دقيقه قبلمرسی روزیتا ..ممنونم از محبتت ...
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 1 ساعت و 38 دقيقه قبل