ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
بیخودی متاسف نباش
تو آمده بودی که بروی اصلا!
تو چه می دانی چه ترسی ست
ترس از کوچه ی بعد از خداحافظ
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
دهانم پر از حرف است ولی با دهان پر که نمیتوان حرف زد....!
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
همه برایم دست تکان دادند.....اما کم بود دستانی که تکانم دادند
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
زندگي دو چهره بيشتر نداره ، يا به بازيم ميگيره و يا به بازيش ميگيرم ، انتخاب با خودمه
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
هنوز اون روز فراموشم نمی شه که با دست قشنگت روی شیشه کشیدی عکس قلبی و نوشتی واسه امروز و فردا و همیشه
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
اهل رفتن باشی یا نباشی ... اراده ی رفتن داشته باشی یا نداشته باشی ... دلت را در گرو خواهم داشت ... بی دل میروی؟
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
وقتی با مشت هایش قلبم را میشکست ، تمام ِ فکرم این بود : مبادا دستانش ببُرند ...!
اگرم سر نزنه ......
13 سال و 27 روز و 19 ساعت و 17 دقيقه قبلیا دیگه براش مهم نیستی !
یا اینکه تو اولویت بندیش اومدی سطوح پایین !
یا اینکه سرش شلوغه !
که ما همون آخری رو فرض می کنیم
ایول داری....
12 سال و 11 ماه و 16 روز و 16 ساعت و 15 دقيقه قبلمَـن کهِ هَمیشه ِ بِت سَر می زَنَم
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 4 ساعت و 38 دقيقه قبلمرسی روزیتا ..ممنونم از محبتت ...
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 4 ساعت و 35 دقيقه قبل