@Alireza زخم های سرنوشت ، قایق بی کسی ام را به بن بست،، سکوت آویزان کرده است ... دالان شکست ، دست ناامیدی را برایم رو می کند ... سنگر اعتماد به نفسم ،پشت میله های ناامیدی ،رو به قبله ی حسرت سجده ی ترس می گذارد ... قلبم مدتی است هجوم بغض ها رو مهمان دل می کند ... ای کاش قبرستان واژه ها ، اسم مرا تابوت سرگردان می نامید .
حرفهايي هست براي گفتن که اگر گوشي نبود نميگوييم وحرفهايي هست براي نگفتن حرفهايي که سربه ابتذال گفتن فرود نمي آورند وسرمايه ما ورأيي هرکس حرف هايي است که براي نگفتن داردحرفهايي که پاره هاي بودن آدمين...
@Alireza اشتباه میکنند , بعضیها که اشتباه نمیکنند باید راه افتاد مثل رودها , که بعضی به دریا میرسند بعضی هم به دریا نمیرسند. رفتن، هیچ ربطی به رسیدن ندارد ... سید علی صالحی ۲. از یک فنجون قهوه از یک کافه شروع میشه به دو تا قاره تموم میشه ... چه فرق میکنه چقدر فاصله وقتی رفته باشی ؟؟؟
@√ ∂нαмε انســـــــــانهاى بــــــزرگ ،دو دل دارنــــــــد ؛دلـــــى که درد مى کشـــــــــــد و پنهـــــــــــــــان است و دلـــــــــــــــى که ميخندد و آشکـــــــــــــــار است.
اصلا خوشم نمیاد کسی که مهربونی و شاد بودن رو یاد خیلیا داده خودش غمگین باشه! .. علتش هر چی که هست نمیدونم ولی خوش ندارم اینطوری یکی از بهترین دوستای مجازیمو ببینم .. گذشت چیزیه که امثال شما بزرگترا باید یاد ما کوچیکترا بدین .. مثل قبل باش داداشم ..
رو دلم این حرف مونده بود .. ببخش تو عمومی زدم ..