سيد محمد حسين خليلي
مائيم و چند خاطره از جنسِ يك گناه
مائيم و چند سطر پريشانيِ سياه
پيوند مي خورد اينجا دقيقه ها
با گريه هاي در به دري، آه پشت آه
آن قصه سالهاست به پايان رسيده است
ما را رها نمي كند اين بغضِ گاه گاه
من سالهاست پيشِ خودم فكر مي كنم
چيزي نبود عشق، به جز چند اشتباه
ما را به اين اميد كه راهي نمانده است
تنها گذاشتند رفيقان نيمه راه
ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد
ايمان بياوريم به " ما هيچ ما نگاه"