نادر(Kamyab)
مادر من فقط یک چشم داشت . من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود. اون براي امرار معاش خانواده براي معلم ها و بچه مدرسه اي ها غذا می پخت. یک روز اومده بود دم در مدرسه که به من سلام کنه و منو با خود به خونه ببره .خیلی خجالت کشیدم . آخه اون چطور تونست این کار رو بامن بکنه ؟ بقیه در دیدگاه
parisa
میرم سهراب بخونم!!! فعلاً خداحافظ!!!!
نادر(Kamyab)
در یک باشگاه بدنسازي پس از اضافه کردن 5 کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاري از وي خواستند که رکورد جدیدي براي خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد. پس از او خواستند وزنه اي که 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان کند. این دفعه او براحتی وزنه را بلند کرد. این مسئله براي ورزشکار جوان و دوستانش امري کاملا طبیعی به نظر می رسید اما براي طراحان... این آزمایش جالب و هیجان انگیز بود چرا که آنها اطلاعات غلط به وزنه بردار داده بودند. او در مرحله اول از عهده بلند کردن وزنه اي برنیامده بود که در واقع 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر بود و در حرکت دوم ناخودآگاه موفق به بهبود رکوردش به میزان 5 کیلوگرم شده بود. او در حالی و با این باور وزنه را بلند کرده بود که خود را قادر به انجام آن می دانست !!
عطی لایکی ヅ
............................................!!!!!!!!!!...................
سلام
13 سال و 10 ماه و 30 روز و 3 ساعت و 24 دقيقه قبلسلام فرزانه جون



13 سال و 10 ماه و 30 روز و 3 ساعت و 21 دقيقه قبلسلام جوادی
سلام مهلبونم
سلام حمید

13 سال و 10 ماه و 30 روز و 3 ساعت و 18 دقيقه قبلسلام
13 سال و 10 ماه و 30 روز و 3 ساعت و 18 دقيقه قبلسلام باران
13 سال و 10 ماه و 30 روز و 3 ساعت و 10 دقيقه قبل