خدمهٔ پروازی: دو خلبان و دو خدمه فرماندهی/توپچی
طول: ۱۷٫۱ متر
قطر پروانه: ۱۴٫۱ متر (rotor)
ارتفاع: ۴٫۴ متر
برد: نامحدود در صورت سوختگیری هوایی
سقف پروازی: ۱۹٬۰۰۰ فوت (۵٬۷۹۰ متر)
حداکثر سرعت: ۱۶۳ مایل بر ساعت (۱۴۲ نات)
پهباد فانتوم ری (محصول بوئینگ) فعلا در پایگاه هوایی ادواردز در لانکستر کالیفرنیا در حال طراحی و آزمایش است. با الهام از پروژه لغو شده X-48 فانتوم بوئینگ، این مدل نمونه هواپیمای جت، نمونهای آزمایشی از فناوریهای پیشرفته پهپادهاست که شامل فناوریهای نظامی الکترونیک مانند ضد رادار بودن، سوختگیری هوایی خودکار ، دفاع موشکهای ضدهوایی و گشتزنی و نظارت است.
مهندسین انتظار دارند که فانتومری (به معنی پرتو شبح ) بتواند تا ارتفاع 40هزار پا / 12هزار متری اوج بگیرد. با سرعت پروازی که تخمین زده میشود به 980 کیلومتر بر ساعت برسد ، فانتومری یکی از سریعترین پهپادها خواهد بود . شکل غیر معمول این هواپیما ، آن را قادر میسازد تا از دید رادار پنهان بماند.
ای-۱۰ تاندربولت ۲ (A-۱۰ Thunderbolt II) از جمله اولین هواپیماهای نظامی آمریکایی است که برای حمایت نزدیک از نیروهای زمینی به هنگام نبرد طراحی و ساخته شدهاست.این هواپیما که طرحی ساده اما کارآمد دارد با دو موتور جت و گنجایش یک خلبان، برای مقابله با اهداف زمینی مانند تانک، زرهپوشهای مسلح و دیگر اهداف نظامی مسلح بهکار میرود. پشتیبانی از نیروهای خودی در شب و روز از فاصله نزدیک از جمله دیگر تواناییهای این هواپیمای نظامی است. کاربردهایی نظیر جستجو و نجات سربازان گمشده و یا آنان که دچار سانحه شدهاند نیز بسادگی با این هواپیما قابل انجام است. این هواپیمای نظامی را که به وارتاگ (Warthog گراز زگیلدار) مشهور است میتوان نسل بعدی هواپیماهای پ-۴۷ تاندربولت (P-۴۷ Thunderbolt)، مربوط به جنگ جهانی دوم، نامید. بالهای بلند این هواپیما به آن قدرت مانور زیاد در سرعت کم و ارتفاع پایین میدهد. برخاست و فرود در مدتزمان کوتاه از دیگر ویژگیهای این هواپیمای نظامی است که بهکارگیری آن را در نزدیکی جبهههای نبرد هم ممکن میکند.این هواپیما میتواند مدتها با سرعت نسبتاً کم ۳۲۰ کیلومتر در ساعت در ارتفاع پائینتر از ۳۰۰ متری زمین با شعاع دید حدود ۴/۲ کیلومتر، حرکت کند. با این ویژگیها آ-۱۰ میتواند نقطه ضعف جنگندههای پر سرعت را -که توان زدن هدفهای کوچک با سرعت کم را ندارند- پوشش دهد.
این هواپیما در جنگ سال ۱۹۹۰-۱۹۹۱ ائتلاف علیه عراق به تنهایی بیش از ۵۰ درصد تانکهای عراقی و ۳۱ درصد کل نفربرهای زرهی این کشور را نابود کرد.
تفنگ های تهاجمی ( Assault gun ) مهمترین سلاح یک سرباز در میدان نبرد است . این تفنگ ها معمولاً کالیبرهای 62 / 7 یا 56 / 5 میلی متر را شلیک می نمایند و برای هدف قرار دادن اهداف در مسافت حدود m 600 قابلیت اطمینان ، تعمیر و نگهداری آسان ، وزن کم و جابجایی راحت ، سادگی در کاربرد و ... از ویژگی های مهم و حیاتی یک تفنگ تهاجمی است .
برای مثال تفنگ G3 ( ژ-س ) یکی بدترین تفنگ های تهاجمی است وزن زیاد ، گیرکردن مکرر تیر در لوله ، تکان ( لگد ) شدید هنگام شلیک و ... از اشکالات مهم این سلاح است . شاید مهمترین نکته ای که سبب معروف شدن این سلاح است اثر وحشتناک گلوله ی آن بر روی فرد است که به علت شکل خاص پروفیل نرمی است و سبب ایجاد جراحت های مرگباری می گردد .
بگذریم در این مقاله سعی داریم دوستان را با اسلحه ی تهاجمی سربازان آمریکایی یعنی خانواده ی M16 آشنا کنیم . در سال 1948 یعنی پس از جنگ جهانی دوم بخش تحقیقات ارتش ایالات متحده نیاز خود را به یک سلاح تهاجمی جدید برای سربازان پیاده اعلام نمود .
کار طراحی به بخش آرمالیت از شرکت هواپیما سازی فرچایلد واگذار شد . سلاح جدید باید دارای کالیبر 56 / 5 می بود و توانایی نفوذ به کلاه آهنی استاندارد از فاصله ی 500 متری را می داشت .
سلاح جدید توسط سر طراح کمپانی ( یوجین استونی ) و بر پایه ی سلاح قبلی او یعنی AR – 10 طراحی گردید . نمونه های اولیه در سال 1968 ساخته شد که نتایج جالبی در بر نداشت . سلاح جدید AR – 15 نام گرفت و بعدها نام معروف M 16 بر آن گذاشته شد .
در سال 1959 امتیاز تولید سلاح به کمپانی کلت واگذار گردید . انواع اولیه M16 مشکلات زیادی داشتند . طی سال های 65 تا 67 در خلال جنگ ویتنام ، عملکرد ضعیف سلاح در آب و هوای به شدت مرطوب آن کشور و ایراداتی مانند گیر کردن تیر و از کار افتادن سبب وارد آمدن تلفات سنگینی به نیروهای ایالات متحده گردید . طرف مقابل نیروهای آمریکایی یعنی ویتنامی ها ، از سلاح منحصر به فرد AK – 47 ( کلاشینکف ) بهره می جست .
پس از جنگ ویتنامی اصلاحات متعددی بر روی سلاح انجام گرفت و این سلاح به یکی از بهترین سلاح های جهان بدل گشت .
گونه های مختلفی از سلاح M 16 ساخته شده که آخرین مدل بهسازی شده در سال 1994 معرفی گردید . ( M 16 A4 ) بدنه ی سلاح از آلومینیوم ریخته گی است و گلنگدن از نوع چرخشی می باشد .
ازوکا که اسمش از یک آلت موسیقی گرفته شده است نوعی اسلحه راکت انداز شانه پرتاب ضد تانک (Anti-Tank Rocket Launcher ) محسوب می شود و جزء اولینها از نوع خود می باشد . از دلایل ساخت این اسلحه می توان به این امر اشاره کرد که ارتش آمریکا متوجه شده بود که فاقد یک اسلحه مؤثر برای پیاده نظام خود در مقابله با تانکهای دشمن است .
این اسلحه توسط دو تن از افسران ارتش آمریکا به نامهای سروان لسلی اسکینر (Skinner Leslie Captain) و ستوان ادوارد اهل (Lieutenant Edward Uhl ) در سال 1940 میلادی طراحی شد. اولین مدل از این اسلحه نام M1 را به خود گرفت که بعدها مدلهای بهتر و پیشرفته تری جایگزین آن شد .
این اسلحه از سه قسمت تشکیل شده بود که عبارت بودند از : یک لوله دو سر باز ساده ، کلاهک جنگی و تجهیزات شلیک . تجهیزات شلیک در این سلاح به گونه ای بود که با تولید یک جرقه الکتریکی موجب پرتاب راکت می شد و این جرقه نیز از دو باتری کوچک تامین می گردید . یک قسمت چوبی نیز در این اسلحه تعبیه شده است که شخص شلیک کننده راکت کتفش را به آن تکیه دهد .
بازوکا یک سلاح دو نفره محسوب می شد که یک نفر وظیفه شلیک راکت (gunner ) و دیگری وظیفه راکت گذاری و مسلح کردن دوباره سلاح را به عهده داشت
نام اسلحه : ام 4 ( M4 )
نوع اسلحه : اسلحه اسالت ( جنگی ) نوع کاربین ( carbine ) ( AR : Assault Rifle ) ( اسلحه کاربین اسلحه ای است که نسبت به اسلحه استاندارد لوله و قنداق کوتاهتری داشته باشد که منجر به کوتاه شدن طول کلی اسلحه و کم شدن وزن آن می شود . اسلحه ام 4 نوع کاربین اسلحه ام 16 آ 2 است که تا 80% طول آن کاهش پیدا کرده است . این نوع اسلحه برای خدمه وسائل نقلیه و پرسنل ستاد و جنگ شهری مناسب تر است )
کشور سازنده : آمریکا
کالیبر : 45 * 5.56 میلیمتر ناتو
حالات شلیک : 1- تک تیر ، 2- سه تیر (three-round burst ) ( در این حالت با هر بار فشار دادن ماشه سه تیر شلیک می شود . از مزیتهای آن در نشانه گیری است که با یک بار نشانه گیری دقیق ، می توان سه تیر به سمت دشمن شلیک کرد ) ، 3- رگبار ( حالت رگبار در مدل ام4آ1 وجود دارد که در این مدل حالت سه تیر وجود ندارد )
طول اسلحه : 850.9 میلیمتر ( 33.5 اینچ )
طول لوله : 368.3 میلیمتر ( 14.5 اینچ ) ( لوله این اسلحه در نوع ام4آ1 سنگین تر بوده و دارای مقاومت بیشتری نسبت به گرما در آتش مداوم در حالت رگبار است )
وزن اسلحه بدون خشاب : 2.94 کیلوگرم ( 6.5 پوند )
وزن اسلحه با خشاب : 3.4 کیلوگرم ( 7.5 پوند )
برد مؤثر : 360 متر
برد نهایی : 3600 متر
میزان آتش : 700 الی 950 تیر در دقیقه
سرعت گلوله در سرلوله ( سرعت اولیه گلوله ) : 950 متر بر ثانیه ( 2970 فوت بر ثانیه )
طراحی و تولید تایگر به 1941 بر میگردد با وجودی که تانک های پانزر3 و4 از نظر اقتصادی و نیز برتری در نبرد به صرفه بودند ستاد ارتش آلمان برای تانکی سنگین تر اعلام نیاز نمود
بر این اساس طراحی و تولید این تانک به سه شرکت پورشه . دایملر بنز . MAN سپرده شد برنامه بر اساس تانکی با وزن حداقل 35 تن و با توپ 75 میلیمتری قرار بود ساخته شود امر دیگری که به تولید تایگر سرعت بخشید ورود تانک های سنگین T-34 شوروی به جبهه های شرقی بود که کار را برای یگان های زرهی آلمان سخت میکرد زره T-34 از تمام پانزر های در خدمت نیروی زمینی آلمان ضخیم تر بود و پایایی بیشتر در میدان نبرد داشت.
این تانک 45 تن وزن داشت و از یک توپ 88 میلیمتری بهره میبرد (همانطور که میدانید شوروی یکی از بزرگترین تولید کنندگان تانک بود و هست) البته برای مقابله با این تانک تا پیش از این از تانک های سنگین Panther tank, استفاده میشد که چندان مورد علاقه نبودند و کیفیت بالایی نداشتند.
سر انجام در 20 آوریل 1942 در سالگرد تولد آدولف هیتلر اولین تانک تایگر رسما وارد خدمت شد البته ارسال آن به جبهه ها تا 1943 بدلیل پاره ای اصلاحات بطول انجامید تانک تایگر پس از ورود به میادین نبرد به کابوسی برای متفقین بدل شد تایگر بر تمامی تانک های انگلیسی و تانک های شرمن انگلیسی برتر بود از نظر نظر و توپ بر تانک های سنگین T-34 شوروی نیز سر بود تایگر بخاطر طزه مستحکم خود بخصوص برای جنگ های شهری مناسب مینمود بیشتر آنتی تانک های آن زمان توان تخریب بدنه ی تایگر را نداشتند که این خود برتری بی چون چرا برای تایگر بحساب می آمد.
گویی روند دیر رسیدن یا اشتباهات فرماندهان در گزینش مناطق مناسب برای تسلیحات پایانی نداشت سرانجام تایگر به آفریقا نزد رومل نیز ارسال شد اما هم بسیار دیر و هم بسیار نامناسب از این رو که این تانک ابدا مناسب شنزار نیود چراکه بسیار سنگین و کند بود سرعت این تانک در بهترین حالت به 36 کیلومتر در ساعت میرسید که این بسیار کند تر از تانکهای معمول پانزر 3 و 4 بود و این مشکل به همراه مشکلات خدماتی بخصوص کمبود تجهیزات در نوامبر 1943 خود را بخوبی نشان داد و یک فروند تایگر نیز بدست انگلیسی ها افتاد.
اما همیشه هم این طور نبود در 7 جولای 1943 یک تانک تایگر از گردان سیزدهم پانزر مستقر در پالتون با یک گروه 50 تایی T-34 در جنوب Kursk درگیر شد نتیجه ی درگیری شگفت انگیز بود تانک مذکور پس از انهدام 22 دستگاه تانک بدون هیچ آسیبی به پایگاه خود بازگشت
اما نبرد نرماندی خطر این تانک را به متفقین یاد آور کرد تایگر ها در نرماندی به آسانی روزانه تعداد زیادی تانک ام 4 شرمن آمریکایی را شکار میکردند بگونه ای که هر تایگر بیش از 5 شرمن را هدف قرار میداد(اگر پشتیبانی هوایی و همچنین برتری هوایی نبود نیروی زمینی متفقن در اولن ساعات براحتی مذمحل میگشت) در نرماندی در تنها 6 هفته 227 تانک متفقین هدف تایگر قرار گرفت و نابود گردید.
در 14 آگوست 1944 یک فروند تایگر توانست یک تانک انگلیسی به همراه 15 تانک شرمن را منهدم کند.
در کل کمتر 4000 تایگر تولید شد که بیشتر آنها تا پایان جنگ نابود شدند اما رقم خیره کننده ی 9850 شکار تانک در عوض از دست دادن 1700 تانک را بدست آوردند.
در آخرین سال جنگ هیتلر نامیدانه از تایگر های باقی مانده که امکان تهیه لوازم یدکی برای آن بود برای دفاع از اطراف برلین استفاده کرد با وجود تعداد کم بسیار قوی ظاهر شدند و مشکل زیادی برای تایگر ها ایجاد کردند حتی تانک های ام10 موسوم به tank destoryer هم حریف تایگر نشد تنها ضد هوایی های فلک 36 که بعنوان آنتی تانک استفاده میشد دشمن واقعی این تانک زیبای آلمانی بود.
مشخصات:
ابعاد:طول 6.3 متر عرض 3.7 متر ارتفاع 3 متر
وزن 57 تن
زره 100 تا 120 میلیمتر
تسلیحات:
یک توپ 88 میلیمتری KwK 36 L/56 با 92 گلوله و 2 تیر بار 7.92 میلیمتری MG34 با 4800 گلوله
برد:120 کیلومتر
ر سال 1943 هواپیماهای بمب افکن نیروی هوایی هشتم امریکا حمله ی سختی به المان داشت .که موجب شد خسارات سنگینی به تاسیسات المان وارد شود. پس ازاین حمله نیروی هوایی المان به فکر تجهیز و قدرتمند کردن هواپیمای خود به موشکی بود که قابل هدایت باشد تا بتواند به راحتی و با کمترین درگیری . تلفات سنگینی به هواپیماهای متفقین وارد کند .
کار بر روی X-4 توسط دکتر ماکس کرامر در ماه ژوئن سال 1943 در Ruhrstahl آغاز شد.ایده این بود که موشکی طراحی شود که از هواپیما قابل شلیک باشد و قدرت هدف یابی داشته باشد قابل کنترل توسط اپراتور باشد و دارای موتور مستقل باشد.که پس از یک سال تحقیق و پژوهش موشک X-4 ساخته شد
این موشک هوا به هوا و بسیار نوآورانه، طراحی شده بود و توسط اپراتورهای موجود در هواپیما به سمت هواپیما های متفقین توسط سیم هدایت میشد. به این ترتیب آن را اولین موشک هوا به هوای هدایت شونده دنیا میدانند.
ولی قبل از این که این موشک عملیاتی و قابل استفاده در جنگ بشود المان شکست خورد و هیچگاه از این موشک استفاده نشد . که بعد از اشغال المان این موشک به دست امریکایی ها افتاد.