کوروش
هست از پس پرده گفت و گوی من و تو....چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من....
کوروش
دل مغرور اما دست و پا نمیزنه....سنگ از آسمون بیاد...صخره جا نمیزنه
کوروش
از لابه لای لحظه های تلخ و غمگینم...توو روز روشن این همه تاریکی میبینم....
کوروش
من بی تو له شدم...زیر هجوم در فلبی که یخ زد و کاریش نمیشه کرد
کوروش
احساس من به تو مابین حرفام نیس....هرچی بهت میگم اونی که میخوام نیس
کوروش
ازخدا میخوام که تو رو نگیره از من...اگه تو نباشی میمیرم از غم....
کوروش
نترس از هجوم حضورم...چیزی جز تنهایی با من نیست
کوروش
جاده دیگه نمیتونه ما رو به هم برسونه...فاصله کوچیکمون اندازه آسمونه....
کوروش
یه روزایی حس میکنم پشت من...همه شهر میگرده دنبال تو
کوروش
منو از این عذاب رها نمیکنی....کنارمی به من نگاه نمیکنی.....
کوروش
تنها نشسته باز عکساشو میبره...یا داره شامشو یخ کرده میخوره....یعنی الآن کجاس؟؟تووی کدوم مسیر؟؟؟
کوروش
یعنی الآن کجاس؟با جمله های سرد...توو گوش من بگه...دنبال من نگرد
کوروش
هر انسانی یه زیپ پشتشه اون زیپو بدی پایین میبینی اونم مثل تو یه ک**شه
کوروش
بجه تربت هم اینجا هس؟؟؟شرمنده با اجازتون حال و هوای اونجا رو دارم امشب..با سه تار یا باقلاما.....باد و آتش و شن و زخمه های ساز
کوروش
یک نصیحت با تو دارم تو به کس ظاهر مکن....خانه نزدیک دریا زود ویران می شود...
کوروش
مرغ صیاد تو ام افتاده ام در دام عشق....یا بکش یا دانه ده یا از قفس آزاد کن....