مهتاب
دسـتت را به من بده ... هـوا , هـوای رقـص اسـت ... رقـص مـُردگان , مـن مرده ام ... مـرده ای مـتحرک , با مـن برقـص ...
مهتاب
دخترک رفت ولی زیر لب این را میگفت : او یقینا پی معشوق خودش می آید... پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود مطمئنا که پشیمان شده برمیگردد... عشق قربانی مظلوم ” غرور ” است هنوز . . .
متاسفانه ف ی ل ت ر شده که....چی هست حالا؟
13 سال و 1 ماه و 12 روز و 8 ساعت و 29 دقيقه قبلآهنگ علیرضا و حمیدرضا هستش
13 سال و 1 ماه و 12 روز و 8 ساعت و 17 دقيقه قبل