ღ ஜღمــــــلکه مــهـــــ...
نترس/ دستانم را تمرین داده ام نامت را فراموش کند
ღ ஜღمــــــلکه مــهـــــ...
همه چیز مى گذرد حتى صحبتها و بوسه ها و در برگرفتن ها و سایر تظاهرات عشق جسمانى، اما رشته ی محبت دو روح كه یك بار همدیگر را به آغوش كشیده و در میان امواج اَشكال ظاهرى و موقتى یكدیگر را شناخته اند هرگز گسیخته نمى شود.
ღ ஜღمــــــلکه مــهـــــ...
چشمان خسته من/بی حوصله گی های تو/ دستان پرکار و جوهری/ دلبریهای من و سردی تو...
ღ ஜღمــــــلکه مــهـــــ...
مسیحی چون تو/ قدیسه ای چون من!/ کلیسایی به پا کن.....
ღ ஜღمــــــلکه مــهـــــ...
عشق را باید همه جا اُردنگش کرد
ღ ஜღمــــــلکه مــهـــــ...
ما دیگران را فقط تا آن قسمت از جاده که خود پیمودهایم میتوانیم هدایت کنیم . . .
ღ ஜღمــــــلکه مــهـــــ...
آمدنت را یادم نیست ، بی صدا آمدی و بی آنکه بدانم بی اجازه ماندی !
ღ ஜღمــــــلکه مــهـــــ...
با همه چیز درآمیز و با هیچ چیز آمیخته مشو در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه با ارزش "دکتر شریعتی"
ღ ஜღمــــــلکه مــهـــــ...
تمام بدبختی های آدم مال این دو کلمه است یکی داشتن و یکی خواستن"دکتر شریعتی"
ღ ஜღمــــــلکه مــهـــــ...
انسان نقطه ای است میان دو بی نهایت: بی نهایت لجن بی نهایت فرشته. "دکتر شریعتی"
ღ ஜღمــــــلکه مــهـــــ...
دوستت دارم اندازه خودت/ می ستایمت کمتر از خودت
ღ ஜღمــــــلکه مــهـــــ...
انسانی نیمه خدا چون تو/ و قدیسه ای چون من/ کلیسایی بنا کن
ღ ஜღمــــــلکه مــهـــــ...
دلم را قرص کرده ام که مثل مادرت باشم