نحوه جستجو در گوگل : #پسرا : دانلود آلبوم جدید شادمهر #دخترا : اون آلبومی که تو ماشین دوستم میخوند بعد ریتمشم ابنطور بود دی دیرین دیرین دری رو می خوام !
اصفهانی ها همیشه هنرمند بوده و هستند... من اصفهانی نیستم، اصفهان هم زندگی نکردم/ اما همیشه در مقابل هنر و فرهنگ نصف جهان با احترام و خضوع صحبت کردم/ بچه های اصفهان - خیلی قدر جایی که زندگی می کنید رو بدونید-همین/
@║®˳ҐѶӏ˳Д˳Ĥ˳Ÿ˳Д║ (اولاً 17 سال رو 12 خرداد پر کردم!) کلمات که روی کاغذ میآیند و تشکیل نام ها را میدهند تا بازی کنند داستان ذهنت را، مادر میشوی، مادرانه ای میسرایی برای نامهایی هرچند تخیلی! پا به پای نام هایت عاشق میشوی، شکست میخوری، دوباره عاشق میشوی، تا بفهمی، گاهی شاید فقط گاهی، هیچ عشق جای عشق اول را نخواهد گرفت! و چه کوته فکرند کسانی که تمام افکارشان از یک فرد، سن او باشد و اگر کم باشد، فرصت تجربه را نخواهند داشت! ( اگه دوست داری میتونی به این لینکا سر بزنی، رماناییه که مینویسم! [لینک][لینک] البته پسرا تو کار ادبیات نیستن و سر در نمیارن، اما رمانایی که نوشتم، نشون میده سن ملاکی نیست برای تشخیص میزان فهم و شعور یه فرد! )
اول: ممنون از خطابت
دوم: اگر مطلبی که نوشته بودم رو دوباره مطالعه کنی متوجه میشی که من خطابم از سن شعور و فهمانیت شخصی و درونی شما نبود بلکه اون چیزی بود که شما تحت عنوان عاشق شدن و فارق شدن و دوباره عاشق شدن نوشته بودید...
---------------------------------------------------------------------------------------
پ ن 1 : انسان به لغات عشق الهی پیدا میکنه نه خاکی ...
تصور و بینش عشق خاکی؛ فانیست... عشق فانی دروغی بیش نیست.
پ ن 2: عاشق تخیل بودن خوبه ... شاید شالکه اینکه عاشق نوشتن و مکتوبات هستید همین باشه ... اینکه با احساسات و تخیلات خودتون زندگی می کنید (که البته بسیار محترم و حتی دوست داشتنیه...) چون آدمهایی که با احساساتشون زندگی می کنند به عوالم و دنیای بیرون و درون خودشون هم احترام و ارزش می گذارند .
پ ن 3: طولانی شد ... اما خوبه که مطالعه کنی تا همونطورکه سعی کردی من رو نسبت با شخصیت قابل احترام خودت آشنا کنی ، قدری هم با من آشنا بشی...
-----------------------------------------------------------------------------------------
پیرایه 1: تصریح می کنم که شما به نسبت شناسنامه نوشته خودتون همون 17 سال رشد فکری و عقلی خوبی داشتید ... اما زود قضاوت کردی دوست من:
-من می نویسم ... تقریبا از 7 سالگی !!
-هم شعر و هم داستان کوتاه (مینیمال)
-انسان بی سواد و دانشی هم نیستم ، سواد کلاسیک و دانشگاهیم اون قدری هست که... بگذریم ./فقط دعا کن کنکور دکترام رو امسال قبول شم و شاید واسه همیشه رفتم از اینجا...
// ... داستان هات رو هم باید سر فرصت بشینم و مطالعه کنم و اگر نظرم بهت بتونه کمک کنه ... حتما بهت خواهم گفت.
فقط بهت میگم تا جایی که می تونی اگر به نوشتن علاقه مندی مطالعه کن .... مطالعه...
-----------------------------------------------------------------------------------------
پیرایه و پایان نوشت 2: سطر و ستون بالا همه از رفاقت و دوستی بود و حرف های همین لحظه دو تا دوست باهم...
اینکه کسی اینجا میگه و میخنده و سعی میکنه شاد باشه و باعث شادی دیگران باشه دلیل این نیست که خدای ناکرده قصد داره باعث بی احترامی به شخصی بشه ...
انسان ها پشت این قاب مجازی یه دنیای پر هیاهوی واقعی در انتظارشونه...
خوشحال میشم بیشتر از هم یاد بگیریم توی این دنیای مجازی /.
داستان هاتون رو هم خوندم با اینکه پر از غلط نگارشی و عدم رعایت زمان-مکان و تقدم شخصیت پردازی ست...
اما با این حال مشخصه ذهن خلاق و رویا پردازی داری و استعدادت هم بد نیست
میگه عاشق کل کل ام ... یه کل کل ساده ... شما که هنوز 17 سال رو پر نکردی کی وقت کردی عاشق بشی و بعد فارق و سپس دوباره عاشق!! تا دریابی هیچ عشقی مثل عشق اول ت نیست ؟!!! هااااااا؟!!!
به دختر داييم زنگ زدم ميگم:سلام! / ميگه:سلام کردنت تو حلقم!! /ميگم:خوبي؟؟ / ميگه:احوال پرسيت تو حلقم!! /ميگم:چه خبر؟؟ /ميگه:خبر پرسيدنت تو حلقم!!! /ميگم:بسته ديگه لوس بيشعور بي مزه!! /ميگه:عصبانيتت تو حلقم!!! /گوشي رو از عصبانيت قطع کردم /اس ام اس داده ميگه: قطع کردنت تو حلقم ... کصاااافطططططط
دیروز بیمارستان بودم یه دختری رو آورده بودن حالش خیلی بد بود پرستاره گفت اینو به خاطر استرسی که واسه کنکور داشت آوردن حالش بد شد منو میبینی یاد کنکور خودم افتادم مامانم داشت صبح منو با بیل بلند میکرد میگفت ذلیل مرده پاشو برو کنکور بده منم میگفتم حسش نیس
هیچم این طور نیس!!

13 سال و 1 ماه و 17 روز و 2 ساعت و 28 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 16 روز و 13 ساعت و 21 دقيقه قبل