Megatron
بنگر بزرگترین آرزوی من چه کم حرف است........تو.
Megatron
این جا زمین است.رسم آدمهایش عجیب است.اینجا گم که میشوی به جای آنکه دنبالت بگردند فراموشت میکنند...
Megatron
باران بیاید یا نیاید.تو باشی یا نباشی من خیس از یاد توام....
Megatron
مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در حال کار، گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها به موضوع «خدا» رسیدند؛ آرایشگر گفت: “من باور نمیکنم خدا وجود داشته باشد.” مشتری پرسید: “چرا؟” آرایشگر گفت: “کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض میشدند؟ بچههای بیسرپرست پیدا میشدند؟ این همه درد و رنج وجود داشت؟ نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه دهد این چیزها وجود داشته باشد.” مشتری لحظه ای فکر کرد، اما جوابی نداد؛ چون نمیخواست جروبحث کند. آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. در خیابان مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده.. مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: “به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند.” آرایشگر با تعجب گفت: “چرا چنین حرفی می زنی؟ من اینجا هستم، همین الان موهای تو را کوتاه کردم!” مشتری با اعتراض گفت: “نه! آرایشگرها وجود ندارند؛ چون اگر وجود داشتند، هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است، با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمیشد.” آرایشگر گفت: “نه بابا؛
Megatron
حالم عوض میشه، حرف تو که باشه اسم تو بارونه، عطر تو همراشه اون گوشه از قلبم، که مال هیچکس نیست کی با تو آروم شد....اصلا مشخص نیست ....
Megatron
غمگینم غمگین تر تر از گذشته
Megatron
مٌخــاطََبـــِِ خـــاص ندارََد امـــا تٌـــو بــاوََر نََکٌٌن
Megatron
از معبری غریب رسیدم به معبدی..... که بر در آن نوشته بود... اینجا به جای کفش، "خود" را درآورید
Megatron
نفس مي کشم ، تا به جاي مرده ها خاکم نکنند ! اينگونه است حال من ، چيزي نپرس . . .