دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Mehri
زن - مجرد
امتیاز: 186

دنبال‌شدگان

دنبال‌کنندگان

(31 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

Mehri
Mehri

باید کمک کنی ، کمرم را شکسته اند بالم نمی دهند ، پرم را شکسته اند نه راه پیش مانده برایم نه راه پس پل های امن ِ پشت سرم را شکسته اند هم ریشه های پیر مرا خشک کرده اند هم شاخه های تازه ترم را شکسته اند حتی مرا نشان خودم هم نمی دهند آیینه های دور و برم را شکسته اند گل های قاصدک خبرم را نمی برند پای همیشه ی سفرم را شکسته اند حالا تو نیستی و دهان های هرزه گو با سنگ ِ حرف ِ مُفت ، سرم را شکسته اند .

Mehri
Mehri

انگشتت را هرجای نقشه خواستی بگذار فرقی نمی کند …تنهایی من عمیق ترین جای جهان است و انگشتان تو هیچ وقت به عمق فاجعه پی نخواهند برد

Mehri
Mehri

میخواهم از غم ندینت شکایت کنم کلکسیون خنده‌ام را به سرقت برده.

Mehri
Mehri

راستش را بخواهی فاجعه ی رفتن “او” چیزی را تکان نداد… من هنوز هم چای میخورم قدم میزنم هستم! اما تلخ تر… تنهاتر… بی اعتمادتر…

Mehri
Mehri

می خواستم اسمتو روی سینه ام خال کوبی کنم! اما ترسیدم که صدای قلبم تورو اذیت کنه...

Mehri
Mehri

هی تو من با تو ( ر ا ه ) آمدم تو با من ( ه ا ر ) شدی هنوزم هستی ؟؟؟؟

Mehri
Mehri

هیچوقت بیش از حد عاشق نباش ... بیش از حد اعتماد نکن ... و بیش از حد محبت نکن چون همین بیش از حدها به تو بیش از حد آسیب می رساند ...

Mehri
Mehri

به یارو میگن جوونیات ورزش میکردی میگه آره هالتر میزدم میگن الان چی؟ میگه الان حال ندارم فقط تر میزنم !

Mehri
Mehri

تو مثل لحظه ای هستی که باران تازه می گیرد و من مرغی که از عشقت فقط بی تاب و حیرانم تو می ایی و من گل می دهم در سایه چشمت و بعد از تو منم با غصه های قلب سوزانم

Mehri
Mehri

اگه قرار بود هرکسی بزرگترین غمش رو برداره و ببره تحویل بده با دیدن غمهای دیگران آهسته غمش رو در جیبش میگذاشت و به خونه بر می گشت . .

Mehri
Mehri

آشق ! از این به بعد اینگونه بنویسید ! چون همیشه سرش کلاه می رود . . .

Mehri
Mehri

” سـرد اسـت و مـن تـنهایـم “ چـه جمـلـه ای ! پــــُر از کـلیـشه … پـــُـر از تـهـوع … جـای ِ گـرمی نـشستـه ای و می خـوانـی : ” ســرد اسـت “… یـخ نمـی کنـی … حـس نـمی کنـی … کـه مـن بـرای ِ نـوشتـن ِ همیـن دو کلمـه چـه سرمایـی را گـذرانـدم …

Mehri
Mehri

برای تو و خویش چشمانی آرزو میکنم که چراغ ها و نشانه ها را در ظلمت مان ببیند گوشی که صداها و شناسه ها را در بیهوشی مان بشنود برای تو و خویش روحی که این همه را دربر گیرد و بپذیرد و زبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشد و بگذارد از آن چیزها که در بندمان کشیده است سخن بگوئیم…

Mehri
Mehri

نگران نباش حال دلم خوب است !!! …نه از شیطنت های کودکانه اش خبری هست نه از شیون های مداومش ، به وقت ِ خواستن ِ تو … آرام جوری که نبینی و نشنوی گوشه ای نشسته ، و رویاهایش را به خاک می سپارد