دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

BlaCk Ho4K

BlaCk Ho4K
مرد - مجرد
امتیاز: 5460

دنبال‌شدگان

(660 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(718 کاربر)

گروه‌ها

(118 گروه)

بازدید

BlaCk Ho4K
BlaCk Ho4K

یه سگ اینجوری فکر میکنه که این آدمِ به من غذا میده , نازم میکنه , دوستم داره حتماّ خداست ......

saba
saba

میخوای بدونی چطور آدمی هستی!کدوم انگشتتو بیشتر دوست داری ؟شست،انگشت اشاره ،انگشت وسط ،انگشت انگشتری،انگشت كوچك؟

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Behrooz
Behrooz

پــــــــــــپسی دهنــــــــــــــــــــت صـــــــــــــــــــاف

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@BlaCk Ho4K . . . یادم باشه یادت بدم یاد بگیری یادت نره که یاد تو همیشه در یاد منه . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
BlaCk Ho4K
BlaCk Ho4K

@A Man In Dark مـــرگ پیش آمـد ِ منحـصر به فـردیست کـه هــر روز منحــصرا" بــه خــاطــر ِ تــو بــرای ِ مـن پیـش مـی آیـــد !!

این ارسال را بازنشر کرده است.
BlaCk Ho4K
BlaCk Ho4K

@❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁ از آدمها بگذر.... دلت را بزرگتر کن… ناراحت این نباش که چرا جاده‌ی رفاقت با تو همیشه یک‌طرفه است…. مهم نیست اگر همیشه یک‌طرفه‌ای شاد باش که چیزی کم نگذاشته‌ای و بدهکار خودت، وجدانت , رفاقتت و خدایت نیستی

این ارسال را بازنشر کرده است.
A Man In Dark
A Man In Dark

@BlaCk Ho4K .. خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد ....

این ارسال را بازنشر کرده است.
شــمــیــــــم
شــمــیــــــم

ســـــــــــــــــــــــــلام

Behrooz
Behrooz

این دکترا میگن شبا نباس چیزی خورد!! جفنگ میگن اگه راس میگن چرا یخچال چراغ داره؟؟ ها؟

☫ ᙓ ᕼ ᖙ ᓰ ♏ ☫
☫ ᙓ ᕼ ᖙ ᓰ ♏ ☫

تجاوز دختر 7 ساله به پسر 27 ساله!!!!!!!! این اتفاق تاسف بار در محله ی جردن رخ داده مادر دختر 7 ساله از خانه بیرون میرود برای خریدبعد از 10 دقیقه دختر درب خانه ی همسایه را میزند پسری 27 ساله به اسمه کامران در رو باز میکنه با روی خو شی با سارا صحبت میکند سارا میگوید من تنهام میشه بیایید خانه ی ما زیر غذا رو کم کنید تا مادرم برسه من از گاز میترسم وگرنه خودم این کار انجام میدادم،کامران که متعجب شده بود به خانه ی دختر 7 ساله(سارا) میرود،وقتی کامران وارد میشود میبیند گاز روشنه زیره گاز رو کم میکنه بعد سارا برای کامران یک لیوان شربت میاره داخل شربت داروی بیهوشی ریخته بود،کامران با خوردنه شربت به خوابی عمیق فرو میرود در همین لحظه سارا داد میزنه دارا بیا یه نفرسره کار رفته همه ی این متن رو خونده ...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

سلام

حامد*مهدی سابق*
547754_388174407895666_1831746359_n.jpg حامد*مهدی سابق*

در مکّه دیدم ، خدا چند سالی ست که از شهر ِ مکّه رفته ... و انسانها به دور ِ خویش میگردند ! در مکّه دیدم ، هیچ انسانی به فکر ِ فقـــیر ِ دوره گرد نیست ! دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان ِ خویش را بـــزُداید ، غافل از اینکه آن دوره گرد ، خود ِ خدا بود ! در مکّه دیدم ، خدا نیست ! و چقدر باید دوباره راه ِ طولانی را طی کنم ، و درهمان نماز ساده ی خویش ، تصور ِ خدا را در کمک به مردم جستجو کنم... آری ؛ شاد کردن ِ دل ِ مردم ، همانا برتر از رفتن به مکّه ایست ، که خدایی در آن نیست ...! __________ حسین پناهی با احترام به تمام عقاید

و 9 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.