❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بـہ تَرَکـ هاےِدیوار کہ ریز میشومـ... تـازه میـفهمم؛ سـر بـه شـا نہےکَسے داشتنـ و احساسـ تنهایـے کردنـ ؛ عجیب مَعنے میـدهد ... دیـوار همـ که باشے؛ ترکـ بـر میدارےوَقتے سـر بـه شـانہ ات داشتہ باشـند و بـه حسابتـ نیـاورند ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تصمیم گرفتم آنقدر كم یاب شوم تا دلی برایم تنگ شود. ولی افسوس فراموش شدم...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آرامشــی میخواهم خلوتــی میخواهم تــو باشی و من در کنار هم تو سُکوت کنــی و مَــن گوش کنم و من آرام بگویم ترا دوست دارم و تو گوش کنی و آرام بگوئی .. من هم و شرمِ زیبائی را بر گونه ی تو ببینم ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
فلاسفه درباره عشق خیلی حرفها زدند اما منطق هیچ کدامشان به پای منطق تو نرسید رفتی و گفتی : همینه که هست ..
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
میدونی بزرگترین درد دنیا چیه؟ اینه که بفهمی بزرگترین پناهت یه پناه دیگه هم داره.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چه غریب بود این منطق ما.. چه میخواست ز ما این عقل ما.. نه با احساس هم درد بود.. نه به یاری گریه هایمان می آمد..! عقل و منطقی بود در جدالی طولانی.. با احساس و قلب ما...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
برفــــــ باشد ! باران .. یا آفتاب .. چتر نمی خواهمــــــــ ! بگو معنی لغاتــــــ را ... از نــ و بنویسنـــــ ــد ..! " امنیتـــــــ " حصار دستــــــ های تــ و ستـــــــ
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هنر عاشقی من این بود که بی تو با تو بودم !!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
از همین حالا میگویم حواست را خوب جمع کن یادت باشد انعام خوبی به قبر کن بده تا قبرم را بزرگ تر و جادارتر از دیگر قبرها حفر کند. می ترسم که مبادا قبرم ، جایــی برای دل پر آرزویم ، نداشته باشد و من در خانه جدیدم باز هم شرمنده دلم شوم .