❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ღ ღ عاشق باش عاشق بمون عاشق زندگی کن که عشق یعنی همه چیز ღ ღ
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گاهی حرف نزدن از حرف نداشتن نیست , از حرف زیاد داشتنه - از این حال باید ترسید چون یا به , گریه ختم میشه یا به خشم !!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . فقط اسمی به جا مانده، از آنچه بودم و هستم دلم چون دفترم خالی، قلم خشکیده در دستم گره افتاده در کارم، به خود کرده گرفتارم به جز در خود فرو رفتن، چه راهی پیش رو دارم رفیقان یک به یک رفتند، مرا با خود رها کردند، همه خود درد من بودند، گمان کردم که همدردند …!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
.
.
.
آیینه پرسید: که چرا دیر کرده است ؟
نکند دل دیگری او را اسیر کرده است ؟
خندیدم و گفتم : او فقط اسیر من است
تنها دقایقی چند تاخیر کرده است .
آیینه به سادگیم خندید و گفت :
احساس پاک ، تو را زنجیر کرده است
گفتم : از عشق من چنین سخن مگوی
گفت: خوابی ! سالها دیر کرده است
در آیینه به خود نگاه می کنم آه !!!
عشق تو عجیب مرا پیر کرده است
راست گفت آیینه که منتظر نباش ،
او برای همیشه دیر کرده است …
.
.
.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . به “من” چه که بعد از “تو” “او” می آید ؟؟؟ مشکل از قواعد دستوریست !!! . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . می خواهی بروی ؟! پس بی بهانه برو ! بیدار نکن خاطره های خواب آلوده را … محبت ساختگیـت، عشق دروغینت و چشمان پر فریبت، روزی گرفتارت خواهند ساخت … فقط بیا در خزان خواسته هایم کمی قدم بزن دلم برای راه رفتنت تنگ شده است…! . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
.
.
.
گفتم دوستت دارم
نگاهی به من کرد و گفت : چندتا ؟
دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهای دستمو نشونش دادم
اما اون به کف دستام نگاه می کرد که خالی بود…
.
.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
.
.
.
این من هستم که وفادار خواهم ماند
این تو هستی که تنها بی وفایی از تو جا خواهد ماند !
این من هستم که آخرش میسوزم
این تو هستی که میروی و من با چشمهای خیس به آن دور دستها چشم میدوزم …
.
.
.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . گذشتــــ آن زمان کهنـــه دیدار رفتــــ آن دقیقــــه های پر هیاهـــو رفتـــــ آن حس دیـــدار شکستـــــ آن لحظه زیبــــا سکوتـــــ،سکوتـــــ،سکوتـــــ و تــــو … چه ســـاده گذشتی از این همــــه احساس و مـــن… سکوتـــــ،سکوتــــــ،سکوتـــــ . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . بـــرگ پـــاییــزی راهـی نـدارد جـــز سُــــــــقوط…. وقـتی می دانـد درختـــــــــــ… عِشــقِ بَـــرگ تـــــازه ای را در دِل دارد…..! . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . مــن زانــوهـــایـــم را بــــه آغـــوش کــشیده بـودم وقـتـی تــــو بــرای آغــوش دیـگری زانـــو زده بــودی… . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . دیگر به هوای نازت هیچ مردی سر به بیابان نمی گذارد ! ساده ای لیلی جان…!؟ اینجا مردها با یک کلیک روزی هزار بار عاشق می شوند…!! . . .
دوستت دارمها را نگه میداری برای روز مبادا،غریب است دوست داشتن.
14 سال و 1 ماه و 26 روز و 16 ساعت و 13 دقيقه قبلدلم تنگ شدهها را، عاشقتمها را…
این جملهها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمیکنی!
باید آدمش پیدا شود!
باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!
سِنت که بالا میرود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکردهای و روی هم تلنبار شدهاند!
فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمیتوانی با خودت بِکشیاش…
شروع میکنی به خرج کردنشان!
توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی
توی رقص اگر پابهپایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند
توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد
در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خندهات انداخت و اگر منظرههای قشنگ را نشانت داد
برای یکی ، یک دوستت دارم خرج میکنی برا ی یکی ، یک دلم برایت تنگ میشود خرج میکنی! یک چقدر زیبایی، یک با من میمانی؟
بعد میبینی آدمها فاصله میگیرند متهمت میکنند به هیزی به مخزدن به اعتماد آدمها!
سواستفاده کردن به پیری و معرکهگیری
اما بگذار به سن تو برسند!
بگذار صندوقچهشان لبریز شود آنوقت حال امروز تو را میفهمند بدون اینکه تو را به یاد بیاورند
و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن.
وقتی میدانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ...
و نفسها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛
به بازیش میگیریم هر چه او عاشقتر، ما سرخوشتر، هر چه او دل نازکتر، ما بی رحم تر.
تقصیر از ما نیست؛
تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شدهاند