❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من دیدم تو را که
لبخند میزدی به احساس های من
من شنیدم
که
هزار بار می گفتی : دوستت دارم !!!!!!!!
من احساس کردم
کاملا احساس کردم
که
دست های لرزانم را گرفتی و.... تابستان شدم !!!!!!
من دیدم ، شنیدم و کاملا احساس کردم ....
من ...
این فلسفه بیدار شدن از خواب ، عجب مرا اذیت می کند !!!!!!!!!!!
می دانم که ناراحت ات کرده ام
می توانی دعوایم کنی
می توانی به احساسم سیلی بزنی
می توانی شعری را که برایت گفتم ، پاره کنی .
می توانی تا همیشه مرا چشم انتظار بازگشت ات بگذاری
.....
یک کار دیگر هم می توانی بکنی
می توانی لبخند بزنی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
وقتی میدانیم که از زندگی چه میخواهیم و خود را آماده عمل میکنیم، باز هم مانعی برای عبور میبینیم و آن اراده خطر کردن است هر برنامه اقدام و عمل مخاطرات و هزینه های در بر دارد، اما این مخاطرات و هزینه ها به مراتب از مخاطرات و هزینه های بلند مدت راحت نشستن و کاری نکردن کمتر است. .پس باید برای رسیدن به موفقیت ریسک را پذیرفت
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
برای کسی که حرف و سکوتش دوری و دیدارش ماندن و رفتن و پاسخ و اشاره اش یک سمفونی رویایی با تکنوازی هنرمندانه یک شب بارانیست چه می شود نواخت جز سکوت
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ستاره اه می کشد دلش هوار می کشد به خاطر دلی دگر کسی کنار می کشد پرنده کوچ می کند درخت سکوت می کند به خاطر تبسمی خدا ظهور می کند خدا کند شبی دگر کنار کلبه دلم خدا ظهور و عشق طلوع دیگری کند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بوي گندم مال من هرچي که دارم مال تو يه وجب خاک مال من هر چي مي کارم مال تو اهل طاعوني اين قبيله ي مشرقي ام تويي اون مسافر شيشه اي شهر فرنگ پوستم از جنس شبه پوست تو از مخمل سرخ رختم از تاول و تن پوش تو از پوست پلنگ بوي گندم مال من هرچي که دارم مال تو يه وجب خاک مال من هر چي مي کارم مال تو نبايد مرثيه گو باشم واسه خاک تنم تو آخه مسافري خون رگ اينجا منم تن من خاک منه ساقه ي گندم تن تو تن ما تشنه ترين تشنه ي يک قطره ي آب
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آموخته ام : که فقط کافی نیست دیگران را ببخشم بلکه گاهی خود را نیز باید ببخشم !!!