❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نه از تنهایی میترسم نه از تنها ماندن ترسم از... تنها بودن در كنار دیگری است...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هیچگاه از لباس کهنه ات شرمنده نباش! اما از اندیشه کهنه ات شرمنده باش..
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چاله ی شکست پر است از انسان های تندرو . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
" روزي مي شود كه برگ برنده ات دل مي شود .... اما تو ديگر حاكم نيستي . "
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چه تجارت ناشیانه ای بود آن همه نازی که من از تو خریدم ..
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من دیگه برم .بای ....آخر شب میام .....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تو صف پمپ گاز منتظرم تا نوبتم بشه، يارو زده به شيشه ميگه آقا شما هم مي خواي گاز بزني؟ پـــ نه پـــ من مي خوام ليس بزنم...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
- داريم 10 نفري بازي شبکه اي ميکنيم اومده ميگه جدي حال ميده؟ ميگم پــ نه پــ اسکوليم! عذاب داره اما ميخوايم تهذيب نفس کنيم!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آقای دست و دل باز تصادف کرده بود نشسته بود وسط خیابون می زد توی سرش که ماشینم! ماشینم داغون شد! خاک تو سرم شد. افسره رفت بهش گفت: بدبخت! آنقدر حرص ماشینت رو زدی که نفهمیدی دست چپت از مچ قطع شده! آقاهه یه نگاه کرد به دستش گفت: یا حضرت عباس، ساعتم!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
زن و مرد جوانی به مناسبت اتمام ساخت خانه جدیدشان دوستانشان را دعوت کرده بودند. بعد از این که تمام خانه را به دوستانشان نشان دادند یکی از دوستانشان پرسید: خانه خیلی قشنگیست مبارکتان باشد ولی چرا تمام اتاقها را گرد درست کردهاید؟
مرد جوان جواب داد: راستش را بخواهید قبل از این که خانهمان را بسازیم مادر زنم به من گفت: مادر جان تو را به خدا، فکر یک گوشه از خانه را برای من هم بکنید.