عجب همسایه هایی دارما .!.!.! طرف منُ تو کوچه صدا زده میگه #سلام احمد آقا خوبی ؟ گفتم قربان ِ شما . خوبم به خوبیتون . میگه بله میبینم که بسلامتی #متاهل شدین ؟! گفتم : واقعا ؟! چه جالب ؟! میگه : آخه امروز از طبقه بالا نگاه میکردم دیدم رفتین مغازه ِ حسین آقا ، #2 تا شیشه نوشابه گرفتین ، اما هر روز یه دونه میخریدن !!! گفتم : آهان یادم اومدم واقعیتش من دیشب #عقد کردم ، اما خانمم رفت خونشون ، بعد امروز 2 تا نوشابه خریدم داشتم باهاش تلفنی حرف میزدم ، نوشابه رو واسش ریختم تو #گوشی ام که از اون ور بخوره !!! اما نرفت نوشابه اون ور خط ، حالا هم #گوشی ام خراب شده دارم میبرم واسه #تعمیر !!! برگشته میگه : #تو هنوز عقلت کامل نشده ، کسی بهت زن نمیده ؟!! گفتم باشه من برم گوشیم را درست کنم با اجازت خدانگهدار !!!