با یه قامت شکسته، با نگاهی مات و خسته، سرشو برده تو شونش، یه نفر تنها نشسته، توی تنهاییش یه درده، جای پای قلبی سرده، گل سرخی بوده اما، دیگه پژمرده و زرده، فارغ از دیروز و فرداش، غرقه تو دریای درداش، حسرتش یه عشق نابه، که وفا کنه به عهداش..
یعنی وقتی که @❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁ شروع میکنه به #خطاب زدن ، من در این حال به روی خودم نمیارم ولی منتظرم تا #نوبت-من برسه ... در نهایت من به این حالت و بعد این حالت تبدیل میشم ولی کماکان خبری از #خطاب نیست ، و در آخر نوبت به من میرسه ، که چی : #خداحافظی میکنه و من میرم #لایک میکنم .... ...
زندگی آرام است،مثل آرامش یک خواب بلند.
13 سال و 5 ماه و 1 روز و 6 ساعت و 18 دقيقه قبلزندگی شیرین است،مثل شیرینی یک روز قشنگ.
زندگی رویایی است،مثل رویای یک کودک ناز.
زندگی زیبایی است،مثل زیبایی یک غنچه ی باز.
زندگی تک تک این ساعتهاست،
زندگی چرخش این عقربه هاست،
زندگی راز دل مادر من،
زندگی پینه ی دست پدر است،
زندگی مثل زمان در گذر است...