❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
قلمی از قلمدان قاضی افتاد. شخصی که آنجا حضور داشت گفت: جناب قاضی کلنگ خود را بردارید!!! قاضی خشمگین پاسخ داد: مردک این قلم است نه کلنگ تو هنوز کلنگ و قلم را از هم باز نشناسی؟ مرد گفت: هر چه هست باشد، تو خانه مرا با آن ویران کردی ...... رساله ی دلگشا عبید زاکانی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در سرزمینی که سایه آدمهای کوچک بزرگ شد در آن سرزمین آفتاب در حال غروب است!!! »دکترشریعتی»
وا غیرتا . . .
14 سال و 12 روز و 2 ساعت و 58 دقيقه قبل#اَللهَ-یَعلَمُ-ما-تَفعَلُون

14 سال و 12 روز و 2 ساعت و 57 دقيقه قبل