دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

برایم دعا کن! . . . اجابتش مهم نیست ... نیاز من آرامشی است که بدانم تو به یاد منی … درباره »
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مرد - مجرد
امتیاز: 42779

دنبال‌شدگان

(3959 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2001 کاربر)

گروه‌ها

(437 گروه)

بازدید

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@✔کتــ☾ــے ... .... امروز به دوستم ( رفیق خوبم ) ... اس ام اس دادم ..... و اون هم فوری جواب داده .... ....

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

عشق فقط سراب است .... باورش نکن ... اگر تنهات گذاشت یه روزی ... تعجب نکن .... کار عشق بی وفائیست .... غصه نخور ، گریه نکن .... کل دنیا سراب است .... میشود غصه نخورد؟

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

من ، در ا ین گوشه قلبم که پرا ز تنهاییست به تو مى ا ندیشم من تو را میخواهم در خلوت تنهایى هام من که د لتنگ به اندازه بى مهرى تو شب ها ، خوا ب چشمان تو را مى بینم لب خندان تو را مى بوسم گر چه شمعم کم نور گر چه جسمم خسته گر چه دستم بسته گر چه با من بى مهر گر چه چشمت بسته من تو را میخواهم ، من تو را میخواهم من تو را مى جویم در پرتو بیرنگى تنهایى هام و با دو چشمم که پر از تنهاییست من تو را مى یابم من تو را میخوا نم در لحظه باورهایم من تو را مى بوسم در خم کوچه رویاهایم

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
tvz24vlelcvzeisu02r.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@elnaz چه لطیف است حس آغازی دوباره، و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس… و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن! و چه اندازه شیرین است امروز… روز میلاد… روز تو! روزی که تو آغاز شدی! .......

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

شبتون زیبا ... بای دوستان ....

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
5yj7p26nm1mzjp6t3rk0.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

ازکسانیکه از من مـــــــــــتنفرند سپاسگزارم ، آنها مرا قویتر میکنند ........... از کسانیکه مرا دوســـــــــــــــــــــت دارند ممنونم ، آنان قلب مرا بزرگتر میکنند

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

خوشا به حال آنان که دارن .......... زیرا در هست ...........

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
15904748007649121031.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

تو آیا قاصدک‌های رها را دیده‌ای هرگز، که از شرم نبود شاد‌پیغامی، میان کوچه‌ها سرگشته می‌چرخند؟ نپرسیدی چرا وقتی که یاسی، عطر خود تقدیم باغی می‌کند چیزی نمی‌خواهد

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

سلام ............

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙ گنجشک کنج آشیانه اش نشسته بود. خدا گفت: چیزی بگو ! گنجشک گفت: خسته ام. خدا گفت: از چه ؟ گنجشک گفت: تنهایی، بی همدمی. کسی تا به خاطرش بپری، بخوانی، او را داشته باشی. خدا گفت: مگر مرا نداری ؟ گنجشک گفت: گاهی چنان دور می شوی که بال های کوچکم به تو نمی رسند . خدا گفت: آیا هرگز به ملکوتم نیامدی ؟ گنجشک سکوت کرد. بغض به دیواره های نازک گلویش فشار آورده بود. خدا گفت: آیا همیشه در قلبت نبوده ام ؟! چنان از غیر پُرش کردی که جایی برایم نمانده. چنان کوچک که دیگر توان پذیرشم را نداری . هرگز تنهایت گذاشتم ؟ گنجشک سر به زیر انداخت . دانه های اشک ، چشم های کوچکش را پر کرده بود . خدا گفت : اما در ملکوت من همیشه جایی برای تو هست ، بیا ! گنجشک سر بلند کرد . دشت های آن سو تا بی نهایت سبز بود . گنجشک به سمت بی نهایت پر گشود

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@نیلو♥ شیرین خاندان ♥ سکوي پرش و گزينش بهتر ، مي تواند در هر گاه و جايي يافت شود . مهم آنست که تا آن زمان ، پاکي و شادابي خويش را نگاه داريم . حکيم ارد بزرگ

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

اگر کسی را دوست داری، به او بگو. زیرا قلبها معمولاً با کلماتی که ناگفته می‌مانند، می‌شکنند

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
506141_P2PZyBBg.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

وقتی عصبانی هستید، مواظب حرف زدنتان باشید؛ چون عصبانیت شما فروکش خواهد کرد ولی حرفهایتان یک جایی باقی می مانند برای همیشه...!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
lover.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

روز مبـــــادا... ............. (...قیصر امین پور...) ...... ............

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

آوای تنفس زمین، بیدارم می سازد. لحظه ای طولانی به پیرامون می نگرم تا زمان و مکان را در یابم. آنگاه برمی خیزم و به سوی پنجره ای می روم که مدتهاست بسته مانده است. زمین لبریز از لبخند بنفشه ها، زندگی را فریاد می زند و آسمان لبریز از رهایی چلچله ها، سکوت را می شکند. قطرات باران بر شیشه پنجره راه می گشایند. افق در دوردست، بلندی راه پیش رو را یاد آورم می شود و عقربه های ساعت،‌کوتاهی زمان باقیمانده را بیادم می آورد. زمان رفتن فرارسیده است. باید فصلی نوین را بر کتاب هستی ام، به رشته تحریر آورم. آخرین کلمه را در آخرین سطر این فصل می گنجانم . و پنجره را می گشایم. نقطه سرخط.