❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
حیف نون می ره سربازی. این قدر به زنش نامه می ده که زنش عاشق پستچی می شه!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دوست دختر حیف نون بهش می گه یه حرفی بزن تا قلبم وایسه، حیف نون بعد از کمی فکر می گه: "داداشت پشت سرته!"
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یه سوال ... چرا وقتی یه نفر رو “هلو” خطاب میکنی ، لپاش گل میندازه و حال میکنه ... اما بهش میگی “گلابی” بهش بر میخوره !؟ و یک کتک حسابی میخوری !!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هرکجا لرزیدى،از سفر ترسیدى ، فقط آهسته بگو: من خدا را دارم!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
معبودا به بزرگی آنچه داده ای آگاهم کن تا کوچکی آنچه ندارم نا آرامم نکند . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
غرور من که زسختی به کوه میمانست ، کمر به کشتن خود بست و خاک پای تو شد ، دلم که به همه بیگانه بود و یار نداشت ، چه دید در تو که اینگونه آشنای تو شد ؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من دیگه برم ..... بای عزیزان ....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چه شود به چهره ی زرد من نظری زراه خدا کنی ، که اگر کنی همه درد من به یکی نظاره دوا کنی ، تو کمان کشیده و درکمین که زنی به تیرم و من غمین ، که خدای ناکرده خطا کنی .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آدما ، آدما از جنس برگند ، گاهی سبزند ، گاهی پائیزن و زردند . زمستون دیده نمیشن . تابستون سایبون سبزند . آدما خیلی قشنگن . حیف که هر لحظه یه رنگند .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گفتمش دل میخری پرسید چند ، گفتمش دل مال تو تنها بخند ، خنده کرد و دل ز دستانم ربود ، تا به خود باز آمدم او رفته بود ، دل ز دستش روی خاک افتاده بود ، جای پایش روی دل جا مانده بود .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خدایا ! سرای محبت کجاست ؟ من آواره ام ، شهر الفت کجاست ؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
وقتی دلت تنگ شد وقتی چشمانت تر شد وقتی دیگه نبود کسی یه امید یه همنفسی بدون که هست اینجا کسی که تو واسش همه کسی .