آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم، دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی تابرای خوشبختی خودت دعا کنی؟
بعضی از آدمها پر از مفهوم هستند پر از حس های خوبند پر از حرفهای نگفته اند چه هستند، هستند و چه نیستند، هستند یادشان خاطرشان حس های خوبشان آدمها بعضی هایشان سکوتشان هم پر از حرف هست پر از مرحم به هر زخم است .
اینروزها که هنوز نیستـنت را به هوای دوباره داشتنت ثانیه شماری میکنم .. ساکتم .. حرف نمیزنم. نه که چیزی برای گفتن نباشد . . . نه! به این سکوت پیله کرده ام . . . نه که ندانم چه بگویم . . . نـــه!! اینروزها من از همیشه پر تر از حرفــم! از همیشه بیشتر گفتنی ها دارم . . . ولی من ماندم و یک عـــــــالمه ناگفته هایِ ناشنیده .. حرفهایم را جمع میکنم میگذارمشان گوشه ای روشن، میان دلــــــم! میگذارمشان یک گوشه ی دلم و آنها را هر روز گردگیری میکنم و یادشان می اُفتم و خلاصه آنقدر نگهداریشان میکنم . . . تا روزے که تو بیایــے !.!.! روزی که تو باشی و بخواهی برایت حرف بزنم! تا وقتی برمیگردی اتاقم پر از دوست داشتنی های تو باشد!
هیچ چیز را چشم بسته قبول نکنید حتی سخنان بزرگان را
بزرگمهر که می گفت سحرخیز باش تا کامروا شوی
دروغ می گفت باور نکنید…!!!!
در فامیل ما ، سحر خیز ها یا کله پز شدند یا نانوا !!!!