دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

برایم دعا کن! . . . اجابتش مهم نیست ... نیاز من آرامشی است که بدانم تو به یاد منی … درباره »
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مرد - مجرد
امتیاز: 42779

دنبال‌شدگان

(3959 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2001 کاربر)

گروه‌ها

(437 گروه)

بازدید

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@kamran دیگر نمی خواهم سنگینی نگاه را احساس کنم من همیشه از سکوت گریزان بودم ، سال ها است که سکوت کرده ام و اینک ترس من را تکان می دهد و من پیوسته به عقب بر میگردم و از خود این سوال را بارها پرسیده ام که آیا من راه را عوضی آمده ام ؟ روزی که حرف ها خاتمه یافت ؟ روز مرگ من نزدیک است !

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

یادت هست می گفتی : اگر تركم كنی روزی ، تمام عمر خاموشم ؟ به یادت هست می گفتی : نرو هرگز كه من بی تو فراموشم؟ به یادت هست می گفتی : كه هر لحظه ، شبها ، صدایت هست در گوشم ؟ كنون آن روزها رفته ، تو هم رفتی ، اینك من شدم تنها ، اسیر دردها ، غمها تمام روزها ، شبها ، ماهها ... شكسته در گلو بغضم ، به یادت اشك می ریزم به یادت ای وجودو هستی من به یادت میمیرم به یادت ای امید من اکنون دور از آشیان میمیرم

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

گاهی مسیر جاده به بن بست می رود گاهی تمام حادثه از دست می رود گاهی همان کسی که دم از عقل می زند در راه هوشیاری خود مست می رود گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست وقتی که قلب خون شده بشکست، می رود اول اگرچه با سخن از عشق آمده است آخر، خلاف آنچه که گفته است می رود وای از غرور تازه به دوران رسیده ای وقتی میان طایفه ای پست میرود هرچند مضحک است و پر از خنده های تلخ بر ما هرآنچه لایقمان هست می رود..

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

عمریست با خیال تو سر می کنم لحظه ها گذشت و من صبر کردم خمیده شد تنم از دوریت اما زخم زدم به نومیدی و از نداشتنت دیده تر کردم مو سپید شد در آسیاب زمان من خویشتن را برای تو فراموش کردم لحظه لحظه انتظار داشتنت من باز هم میان بودن و خیال لحظه ها را غرق کردم صبحی شد و نیامدی چون صبح های دیروزی امروز به نیت آمدنت کفن به تن کردم پیغام دیشبت در عالم خواب اما نه دیگر نمی شد اینبار نیامدنت را باور کردم عمرم سپری شد برای تو خیالی نیست افتخار می کنم که لحظه های رفته را با عشق سپری کردم

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

با ساعت دلم وقت دقیق آمدن توست! من ایستاده ام: مانند تک درخت سر کوچه با شاخه هایی از آغوش با برگ های از بوسه با ساعت غرورم اما ! من ایستاده ام: با شاخه هایی از تابستان با برگ هایی از پاییز هنگام شعله ور شدن من! هنگام شعله ور شدن توست! ها . . . چشم ها را می بندم ها . . . گوش ها را می گیرم با ساعت مشامم اینک: وقت عبور عطر تن توست

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
azarpix.com_lahzeye_tanhayi3146464 (10).jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

کسی را دوست دارم ولی او باور ندارد. یکی را دوست دارم همان کسی که شب و روز به یادش هستم و لحظات سرد زندگیم را با گرمای عشق او میگذرانم !

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
tvz24vlelcvzeisu02r.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@leila.gh چه لطیف است حس آغازی دوباره، و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس… و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن! و چه اندازه شیرین است امروز… روز میلاد… روز تو! روزی که تو آغاز شدی! .......

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

هیچ قــــطاری از این اتــــاق نمی گذرد من اینجــــا نشسته ام و با همین سیـــــ ـگار قــــطار می آفرینم نمی شنـــوی ...!؟ سرم دارد سوتــــــ ــ ـ می کشد ...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
q26tbjiwk8fegtyjdlg.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

♥||||| ♥ وقتی کسی رو دوس داری....♥||||| ♥ ......... ..........

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

ای صبا گر بگذری از کوی مهرافشان دوست / دوست ما را گو سلامی ، دل همیشه تنگ اوست

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

ترس من از آنست که در عالم مستی .... این جام پر از نوش ز دستان تو افتد.

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

... .......... ..... و .......

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

من از تکرار این قصه برای خویش دلگیرم گمانم از غم این عشق ، دل از هر یار برگیرم چه رازیست در پس این غم که ان را دوست میدارم چرا پای بلای جان همی تا صبح بیدارم؟ چرا اندیشه ام اینست که با عشق محکمن چون مشت؟ چرا با اینکه میدانم مرا یک روز خواهد کشت؟ نباید این چنین باشم ، که بهر عشق چون برده منی که خوب میدانم چه بر روز من اورده خدایا خوب میدانم ربوده ماه شبهایم همین باشد دلیل این ، که من تنهای تنهایم ...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@نیلو♥ شیرین خاندان ♥ .... نیلوفر یه سوسمار پیدا میکنه. از دوستش می پرسه: چیکارش کنم؟ دوستش میگه : ببرش باغ وحش .... فرداش دوستش می بینتش. می پرسه: چیکارش کردی؟ میگه : دیروز بردمش باغ وحش.. امروز هم می برمش سینما......

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@شقایق یه روز یکی زنگ میزنه یه جایی میگه : ببخشید آقا اونجا شماره 2222222 است؟ طرف میگه: بله.. بفرمایین !! میگه آقا میشه به آتش نشانی زنگ بزنید ... بگید انگشت من توی شماره 2 گیر کرده.....