❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
توی معبد چشات هرکی در زد باز نکن ! چون اونجا فقط زیارتگاه منه !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یه گنج یه دوست همیشگی نیست ، اما یه دوست یه گنج همیشگیست . امشب ای ناز ، چه دلتنگ نگاهت شده ام باز ای مونس جان چشم براهت شده ام برق چشمان تو امشب به سکوتم خندید چونکه دیوانه ی آن چهره ی ماهت شده ام .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اگر گل بودم تقدیم وجودت میشدم ، اگر تار بودم آهنگ دوست داشتن را مینواختم ، اگر باران بودم آنقدر می باریدم تا غمهایت را بشویم ، دریغا که نه گلم ، نه تارم و نه بارانم ، ولی هر چه باشم و هر کجا باشم بیادتم .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
همیشه عاشق کسی باش که تو رو تو ساده ترین لباس به همه نشون بده و بگه این دنیای منه .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در جوانی غصه خوردم هیچ کس یادم نکرد ، در قفس ماندم ولی صیاد آزادم نکرد ، آتش عشقت چنان از زندگی سیرم بکرد ، آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
قدیما یادش بخیر .... وقتی بهترین اسباب بازی هامون، لوکس یا خریدنی نبود ... وقتی یه لاستیک کهنه ی دوچرخه و یک تکه چوب ، تمام روزمون رو پر از شادی و شور و نشاط میکرد گاهی با تعجب از خودم می پرسم اون روزها کجا رفت .... هنوز باورم نمیشه اون روزها دیگه بر نمیگرده ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
وقتی که تمام شیرها پاکتی اند ... وقتی همه ی پلنگ ها صورتی اند ... وقتی که دوپینگ پهلوان می سازد ... ایراد مگیر عشق ها ساعتی اند ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عزیزان و دوستان من برم کمی بخوابم ...... بعدش میام ....... بای .......
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گفت: حاج آقا! من شنیده ام اگر انسان در نماز متوجه شود که کسی در حال دزدیدن کفش اوست می تواند نماز را بشکند و برود کفشش را بگیرد؛ درست است حاج آقا؟! شیخ گفت: درست است آقا. نمازی که در آن حواست به کفشت است، اصلاً باید شکست!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تنهایی و حرفهای نگفته زیادی داری ... ؟! فکری به ذهنت میاد و میگی بهترین راهش راه انداختن یه وبلاگه ... بعد ازمدتی میبینی با این کارت نه فقط تنها تر شدی ، بلکه حرفای نگفته ات هم بیشتر شده..مثال اش مثل تشنه و دریاست ... فقط تشنگیت رو بیشتر میکنه ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دوستی، نوشته بود : یادت باشه بهشت زیر پای همه ی مادران نیست هرزنی لیاقت اسم یدک کش مادر رو نداره. بهشت رو به بها میدن نه به بهانه ... در جواب نوشتم : اگه مادری حتی فقط فرزندی رو - فقط و فقط - به دنیا بیاره ... اون فرزند تا آخر عمرش مدیون مادرشه ... 9 ماه از خون مادر خورده و نوشیده و مواد زاید بدنش رو فرستاده تو خون مادر تا مادر تصفیه اش کن و در بدن گرم و نرم مادر زندگی کرده و کلی زحمت بهش داده و موقع بدنیا اومدن چندین روز و ساعتهای زیاد ، دنیا رو جلوی چشمش تیره و تار کرده ... به نظرتون برای فرزندش، مادر بهای کمی پرداخت کرده ... این رو چی میشه گفت ؟ بهاست یا بهانه ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خداوندا ... مرا به بزرگی چیزهایی که داده ای آگاه و راضی کن! تا کوچکی چیزهایی که ندارم آرامشم را برهم نریزد ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
داستان من و دشمن هر روزه ام : من از صدات متنفرم میفهمی ... ! اما باور کن اگه صدام نکنی ازت خیلی دلخور میشما ... یادت نره ... بخوابی بدبخت میشم ها !