❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اولم خنده، ز بیدردی بود .... آخرم، گریه ز بیدرمانی...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در صفحه شطرنج زندگی همه مهره هایم مات مهربانی تو شد ومن قلبم را به تو باختم...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
با دستات یه پروانه میگیری ، میخوای ببینی زنده است یا نه انگشتاتو باز میکنی ، فرار میکنه ، محکم میگیریش می میره. " دوست داشتن " هم یه همچین چیزیه ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سالها در جستجوی عشق بودم بی گمان در آرزوی آن سفر میکردم شاهد رقص پرستوهای عاشق بودم همچونان آواره وسرگردان بودم ناگهان جانم به لرزه امد قلبم از پریشانی به وجد آمد سینه ام لبریز از احساسی شد مثل دریای مواج وپر تلاطم می بود آن دم از حال خودم غافل شدم در خیال خود با فرشته ای حاضرشدم قلب او پربود از احساس قشنگ من به دنبالش افتادم هرکجا من نفهمیدم که عاشق شد دل به او دادم وغافل شدم حال از حال دل خود آگهم من هنوزم عاشق ودلداده ی اویم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
وقتی دلم بهانه ی تو میکند چه کنم آن را چگونه تقدیم وجود پاکت بکنم وقتی هوای تو را هر روز در سر دارد چه کنم وقتی تو نیستی ومن بودنت را انکار نمیکنم تا آسوده بخوابد این دلم چه کنم وای که در این وادی نفس من گم شده ام هوای تو مرا دیوانه میکند چه کنم. هوای دلت به دشتزار آرزوها میکشد مرا وآن دم تو را میبینم که رها میکنی مرا دردناک است که دیگر نمیبینی مرا ومن میسوزم درسوز آتش درون دلم...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تو را دیوانه وار احساس میکنم هردم تمام لحظه های با تو بودن راتکرار میکنم عطر وجود نازنینت را که استشمام میکنم وجودم غرق در آغوش تو میشود انگار دلم هردم سراغ تو میگیرد ای یار مرا با درد دل تنها نزار اینجا...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اشکهایم به خاطر تو میچکد چشمانم بیقرار دیدنت آسمان بهانه مرا میگیرد شاید دلم را پس بدهد دلم آتش جان را زده دیوار بلند هم ساکت شده آه که چقدر عشق عذاب است کاش دل هرگز نبود شاید این بهتر بود ساحل همیشه آرام نیست گاهی خشن وگاهی نوازش ماسه ها من نیز ماسه ای بیش نیستم عطر نفسهایت را میخاهم کاش نوازشت پایانی نداشت خدای من درد مرا تسکین ده آرزویم را از برای خود کن شاید این بهتر باشد...
سلام شبت زیبا
14 سال و 10 ماه و 25 روز و 9 ساعت و 45 دقيقه قبلسلااااااااااااااام
14 سال و 10 ماه و 25 روز و 9 ساعت و 42 دقيقه قبلسلام هادی جون ...
14 سال و 10 ماه و 25 روز و 9 ساعت و 32 دقيقه قبلسلام Glee جون ..