❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . چقدر در تاریکی ، مشق رفتن کنم ؟ بیا و تکلیف مرا روشن کن ! . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تاریک بــاد ! خـانـه ی مــــردی که . . . نــمی جنـگـــــد بـــرای زنـی که . . . . . . دوستـــش دارد .. . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تــــــو فقط نـَخ بــده، دهــآنِ مــَردم را من میـدوزم ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تمام سپاسم ازآن كسيست كه به من نيازى نداشت امافراموشم نكرد (کورش کبير)
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
فکر کن لبه ی پرتگاه دارن 2 نفر پرت میشن ! یکیشون اونیه که تو دوستش داری ولی اون دوستت نداره . اون یکیم تو رو دوست داره تو دوستش نداری. فقطم یکی رو میتونی نجات بدی کدوم رو نجات میدی ؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . پلکهای مرطوب مرا باور کن این باران نیست که میبارد صدای خسته ی من است که از چشمانم بیرون می ریزند . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چندان هم دور نیستی ؛ فقط به اندازه ی یک نمیدانم از من فاصله گرفته ای ! آری ، “نمیدانم” کجایی ؟ . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . همیشه از آمدن “نـ” بر سر کلمات مـی ترسیدم ! نـ داشتن تو… نـ بودن تو… نـ ماندن تو… کـاش اینبـار حداقل دل واژه برایم می سوخت و خبـری مـیداد از نـ رفتن تـو… . .