❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گل اگر چشم خودش باز کند خواهد مرد/ماه در اوج غرورش به زمین خواهد خورد .... چون به زیبایی تو حسرت عالم خوردند/برق چشمان تو روح از تنشان خواهد برد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
غمگین ترین جای خاطره اونجاییه که تو احساس میکنی چهره اس هم دارد از یادت می رود
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . چــه بــــر سر عشــــــق آمــــد ؟؟؟ کـــــــه از افسانــــه هـــــــــا ….. رسیـــد بــــه صفحـــه حــــوادث روزنـــــامه هـــــا؟؟ . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سیــــــــــر شدم … بسکه سرد و گرم روزگار را چشیدم ! . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . دیدی آخر من را لمس کردی ؟ ولی حیف که سنگ قبر من احساس ندارد ! . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . باید خودم را ببرم خانه ! باید ببرم صورتش را بشویم… ببرم دراز بکشد… دلداریش بدهم ، که فکر نکند… بگویم نگران نباش ، میگذرد… باید خودم را ببرم بخوابد… “من” خسته است …! . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اي كاش در سكوت تنهايي خودمي توانستم فرياد تورااز چشمه كوچك اشكهايم بشنوم. درخم پس كوچه هاي زندگي آرزو گم كرده تنها مي روم درشيارروشن وتاريك شب لنگ لنگان سوي فردا ميبرم گشته ام بيگانه با هر آشنا مي روم تا شايدبيگانه ترشوم. من رسم وفاراازچشمان خودآموختم كه هرعضوي بدردآيدبه جايش ديده ميگريد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گاهی از غم می شود ویران دلم/کاشکی دلها همه مردانه قسمت می شدند . . .